عکسی که به واسطه آن خاتمی شهیدآوینی را توبیخ کرد.

 

ماجراهای عبدالمالک ریگی و بازجو!!!

 

 

الو1،2،3 ضبط میکنیم جلسه اول بازجوئی از عبدالمالک ریگی به اتهام خرابکاری مورخه ۲۳/۱/۸۹مکان بند 209 زندان اوین.

بازجو: لطفا خودتونو معرفی کنید.

عبدالمالک: مثلا نکنم چی کار میکنی؟! عبدالمالک ریگی.

بازجو: آیا شما اتهامات وارده به خودتون ازقبیل خرابکاری و...رو میپذیرید؟

عبدالمالک: من حرفی برای گفتن ندارم.

بازجو: آیا شما با عوامل بیگانه ارتباط داشتید؟

عبدالمالک: من از همین حالا به اعتصاب سرویس بهداشتی اقدام نموده و هرچی باشه همین جا تمومش میکنم (خنده)!

بازجو: آیا مطمئنید که نمیخواید باما همکاری کنید؟

عبدالمالک: همینی که هست حالا هم برو میخوام بخوابم!

بازجو: پایان جلسه اول بازجوئی ، پایان ضبط.

فردای آن روز:

الو1،2،3 ضبط میکنیم جلسه دوم بازجوئی از عبدالمالک ریگی به اتهام خرابکاری مورخه۲۴/۱/۸۹مکان بند209 زندان اوین.

بازجو: لطفا خودتونو معرفی کنید.

عبدالمالک: بنده عبدالمالک ریگی هستم و درهمین لحظه جا دارد از تلاش بی پایان برادران بازجو ،مدیریت زندان، نظافت زندان، خلبان هواپیما و...تشکر کنم، و همین جا عرض کنم که محیط آرام و معنوی زندان باعث شد بنده به ذات وجودی خود فکر کرده و به گذشته ننگین خود تامل نموده و از اعمال گذشته ، حال و آینده خود اعلام برائت نمایم.

بازجو: آیا اتهامات وارده به خود راقبول دارید؟

عبدلمالک: بله 100% ضمنا اجازه میخوام به چند مورد از خلاف های دیگر هم اعتراف نمایم.

بازجو: بفرمائید.

عبدالمالک: بنده در دوران جوانی پس از اخراج از حوزه اقدام به تهیه و توزیع فیلم های صحنه دار نمودم تا حدود 20 سالگی.

بازجو: یعنی از 20 سالگی دیگه فیلم های صحنه دار توزیع نکردی؟!

عبدالمالک: نه دیگه از اون موقع صحنه های فیلم دار توزیع میکردم!

بازجو: منظورت از صحنه چیه؟!

عبدالمالک: (باخنده) خودت میدونی دیگه ! ازاونا!

بازجو: (با خشم) نه کدوما؟

عبدالمالک: (باترس) صحنه های اکشن!

بازجو: ادامه بده.

عبدالمالک: هم چنین بنده به قتل و عام مردم شیلی ، ترور جان اف کندی ، انفجار در متروی مسکو ، آتش سوزی در جنگل های کالیفورنیا و...اعتراف میکنم.

(خاموش کردن ضبط صوت توسط بازجو)

بازجو: یه بار دیگه خالی ببندی ....!

عبدالمالک: غلط کردم.

(روشن کردن ضبط صوت و ادامه ضبط)

بازجو: از رابطه با عوامل بیگانه بگو.

عبدلمالک: بله ما توسط برادر نوری زاد با برداران امریکائی ارتباط کردیم و ازشون امکانات گرفتیم.

بازجو: پایان جلسه دوم بازجوی ، پایان ضبط.

عبدالمالک: درپایان جا داره به تعدادی از دیگ خلاف های انجا شده اعتراف کنم.

بازجو: ببند دهنتو برای امروز دیگه بسه!