افشای خاطرات میرحسین.م ازدوران جوانی!!!

 

درپی بازرسی نیروهای امنیتی از یک خانه تیمی ، مقادیری اسنادمشکوک بدست آمد که دربین آنها دفترچه خاطرات، شخصی به نام میرحسین.م ابعاد تازه ای از عوامل فتنه ی بعدازانتخابات راهویدا نمود.

گزیده ای از متن دفترچه...

فقرمالی و نداشتن تحصیلات از یک سو و بی توجهی اطرافیان از سوی دیگرباعث شدتا چیزتا برای آینده خود و جامعه احساس خطر کنم و ازخانه فرار کرده و ولایت خودرا به مقصد سواحل خلیج فارس ترک کنم.

برای گذشتن از مرز و رسیدن به آن ور آب باعده ای جوان که قبلا در قهوه خانه باآنان آشنا شده بودم به طور قاچاقی سوار چیزسوار لنج شدیم.

من با آن جوانان دوست شده بودم ، مهدی.ک ازلرستان ، محمد.خ ازیزد و البته جوان ریزنقش والبته کمی توپول به نام شهرام.ج که رابطه ی بسیارنزدیکی با مهدی.ک داشت.

محمد.خ و مهدی.ک هم مثل من دچارمشکلات مالی و بی توجهی اطرافیان بودند و دچارافسردگی شدید و عقده های درونی!

ولی شهرام.ج جوانی بسیار شاداب و پولدار بود، به قول خودش بایک لنگه از جوراب هایش مهدی.ک را میخرد.

مهدی.ک کلا آدم عصبی بود وچیز هروقت داغ میکرد دهنش پراز کف میشد و دیگر هیچ چیز حالیش نمیشد، ولی باز خدا شهرام.ج را برای ما نگه دارد که هروقت مهدی.ک داغ میکرد بایک سکه 5ریالی اورا آرام میکرد.

ادامه دارد...


صدا و سيما به دنبال سقوط

 

     لیلی محسنی

سايت الف

چند شب پيش تصادفا صحنه‌اي از سريال شمس العماره محصول شبكه دو سيما توجهم را جلب كرد. پسري زيبا رو كه به خواستگاري دختري زيبارو آمده و با نگاه بي‌شرمانه‌اي دختر را ورانداز مي‌كرد و بگو بخند راه انداخته بود. دختر خانم هم با صورتي ميك آپ شده و نيشي تا بناگوش باز، به پسرک عشوه مي‌فروخت.

صحنه آنقدر مشمئزكننده بود كه فوري كانال را عوض كردم. بعدا با پرس و جو و مطالعه و ديدن با اكراه چند قسمت ديگر اين سريال، دستگيرم شد كه دو زوج و به همراه چندين خانم و يك آقاي مجرد خانه‌اي كاخ گونه زندگي مي‌كنند و ماجراها پيرامون خواستگاران متعدد دخترخانم قهرمان داستان (هانيه توسلي) پيش مي‌رود.

به بهانه اين سريال، ‌تذكر چند نكته ضروري است:

نكته اول – نگاه‌هاي بي‌حياي خواستگاران شمس‌العماره به دختري كه هر شب يك خواستگار جديد دارد ، مرا به ياد مراسم خواستگاري مرادبيك در سريال جاودانه «روزي روزگاري» انداخت. جايي كه مرحوم شكيبايي با ژاله علو به خواستگاري دختر همسايه رفته بود و مرادبيك از شرم، به گل قالي خيره شده بود...

يا سكانس شاهكاري ديگر كه مرادبيك خسته از يك روز كار سخت در صحرا سر چاه مشغول شستن دست و صورتش بود اما به محض اينكه حس كرد دختر نامحرم بطرف چاه آب مي آيد، از چاه آب كنار رفت و جايي دور ايستاد تا چشمش به دختر نيفتد... خدا رحمت كند خسرو شكيبايي را و خيرش دهد امراله احمد جو را .

آقايان صدا و سيما كه طرح‌هايي مثل شمس‌العماره را تصويب مي‌كنيد و به آن اجازه پخش مي‌دهيد؛‌ در فرهنگ اصيل ملي و مذهبي ما، پسر و دختر ايراني با حيا و باوقارند. نه اينطور كه شما نشان مي‌دهيد دريده و عشوه‌گر.



لطفا به بينندگان سيما آدرس غلط ندهيد.
نكته دوم: فرهنگ ديني، درباره ازدواج و خانواده ، حداقل سه پيام اساسي دارد:

-1
سهل‌گيري در ازدواج

-2
حيا و عفت در روابط پسر و دختر پيش از ازدواج

-3
عشق حداكثري و دوطرفه در روابط زن و شوهر در كانون خانواده

در سريال شمس‌العماره، درباره هر سه موضوع فوق، پيامهاي  معکوس و ضد ديني به بيننده الغا مي‌شود.

اولا قهرمان سريال در خانه‌اي رويايي با امكاناتي لوكس زندگي مي‌كند. نمايش اين سطح از رفاه براي انبوه بينندگاني كه اغلب درگير مشكلات اقتصادي هستند، صرفا ازدواج را دست نيافتني‌تر الغا و سطح توقع و استانداردهاي تشكيل خانواده را نزد آنها بالاتر مي‌برد.

ثانيا در اين سريال، خانمها و آقايان مجرد نسبت به هم دريده و راحت هستند، همديگر را به نام كوچك صدا مي‌كنند و قربان و صدقه همديگر مي‌روند.

ثالثا زوج تازه ازدواج كرده اين سريال، برخلاف مجردهاي سريال، با هم خوب نيستند و دايم دعوا و ناسازگاري مي‌كنند!

-3
در سالهاي اخير صدا و سيما دچار يك اشتباه استراتژيك درباره موضوعات مذهبي شده است. به اين معني كه برنامه‌سازان و برنامه‌هاي مذهبي را از ساير برنامه‌ها جدا و قابل تفكيك كرده و در نتيجه برخي برنامه‌ها شديدا مذهبي و برخي ديگر، كاملا غيرمذهبي شده است. تاسيس شبكه قران سيما گامي در جهت تحكيم اين اشتباه بود. در صدا و سيمايي كه بايد مبلغ دين باشد، چه معني دارد شبكه مستقل قرآن؟ همه شبكه‌ها بايد ديني و قرآني باشند ، البته با تلفيق هنر و جذابيت‌هاي خاص براي مخاطب هر شبكه.

استراتژي صدا و سيما بايد تلفيق همه جانبه دين و معارف ديني در برنامه‌ها و سريال‌ها باشد نه اينكه برنامه‌هاي ديني جدا، بقيه برنامه‌ها هم جدا ... هر كس هر كدام را علاقه داشت تماشا كند!


همان سريال روزي روزگاري را بخاطر آوريد . سرشار از معارف ديني بود: توبه، نماز، عفت، حيا، غيرث، ايثار، پركاري، احترام‌ به بزرگتر، حمايت از مظلوم، احترام نمك و ... دست آخر هم مرادبيك متحول شده، تفنگ همسر خاله ليلا را مي‌گيرد،‌ همسر و سه فرزندش را مي‌گذارد و با رفيقش به مجاهدین جنگل مي پیوندد... سكانس خداحافظي مرادبيك از همسر و فرزندش و خاله ليلا، چقدر زيبا صحنه‌هاي خداحافظي رزمندگان از خانواده‌هايشان در جنگ تحميلي را تداعي مي‌كرد...

اين مفاهيم عميق ديني را مقايسه كنيد با سريال شمس‌العماره : يك مشت خاله زنك بازي با تبادل نگاه‌هاي شهوت آلود. اصلا اگر آن لچك‌ها را به عنوان تنها نماد ديني اين سريال از سر خانمهاي شمس‌العماره بردارند، نتيجه، برنامه‌اي كاملا سكولار خواهد بود.

توليد و پخش سريالي نظير شمس‌العماره، نتيجه اشتباه استراتژيك صدا و سيما در تفكيك برنامه‌هاي ديني از ساير برنامه‌ها است.

يادآوري مي‌شود منظور از تلفيق مفاهيم ديني در سريال‌ها و فيلم‌ها ، استفاده ازنمادهاي ديني مثل ريش و تسبيح و چادر و از اين جور ظاهرسازي‌هاي باسمه‌اي نيست.

منظور اين است كه مفاهيم و ارزش‌هاي ديني در طول سريال به طور غيرمستقيم به بيننده القا شود. همين سريال شمس‌العماره مي‌توانست حيا و عفت جوانان مجرد را الغا كند. همچنين ساده زيستي، عشق زن و شوهر و...

براي يادآوري يك نمونه سريال حاوي ارزش‌هاي ديني سريال روزي روزگاري را در ذهن مرور كنيد.

 

خائنین اینبار با چه لباسی خواهند گریخت؟

امان از حماقت

تولدت مبارك

 

بدين وسيله هفتم مهر ماه زاد روز  مير حسين موسوي را به هواداران ايشان تبريك مي گوييم

خواهشمنديم به عكس پايين توجه نفرماييد كه دروغين است و با شعبده بازي تهيه شده است

بلكه برويد و در سايتها و  تصوير واقعي شناسنامه ايشان را پيدا كنيد

براي ما هم ايميل كنيد ببينيم كه هفتم مهر تولد واقعي ايشونه و بهانه اي براي آشوب و بلوا نيست


خدايا اين كشور را از شر دشمن،خشكسالي ودروغ محفوظ دار!

( كتبيه داريوش )


اعلامیه ترحیم شهیده بهاره کمنما!!!

آدم فروش دست تو رو شده برام...اغتشاش موسوی  کشته شدگان اخیر   دفن شبانه  ندا

و

مشکوکم مشکوکم به تو...

 

 

 

با غم و اندوه فراوان برای ازدست دادن جوان ناکام شهید بهاره کمنما فرزند دلبند شهید و برادر شهید و خواهر شهید و مادرشهید و پدر شهید ووو که در روز اعتراض به کودتاچیان توسط عده ای ناشناس (لباس شخصی) داخل کیسه گونی ربوده شده و پس از شکنجه و اسید پاشی در مکانی نامعلوم به طور مخفیانه دفن شده مجلس ختم این مبارز را برگزار مینمائیم.

زمان: به مدت 3شب از ساعت 10 شب

مکان: فرحزاد ، قهوه خانه عموجلال

 

ازطرف خانواده های داغدار:

میرحسین موسوی ، محمد خاتمی ، جرج سورس ، مهدی کروبی ، شهرام جزایری ، مهدی هاشمی ، فائزه هاشمی ، صانعی ، موسوی خوئینی ها ، کاتوزیان و...