افشای خاطرات میرحسین.م ازدوران جوانی!!!
درپی بازرسی نیروهای امنیتی از یک خانه تیمی ، مقادیری اسنادمشکوک بدست آمد که دربین آنها دفترچه خاطرات، شخصی به نام میرحسین.م ابعاد تازه ای از عوامل فتنه ی بعدازانتخابات راهویدا نمود.
گزیده ای از متن دفترچه...
فقرمالی و نداشتن تحصیلات از یک سو و بی توجهی اطرافیان از سوی دیگرباعث شدتا چیزتا برای آینده خود و جامعه احساس خطر کنم و ازخانه فرار کرده و ولایت خودرا به مقصد سواحل خلیج فارس ترک کنم.
برای گذشتن از مرز و رسیدن به آن ور آب باعده ای جوان که قبلا در قهوه خانه باآنان آشنا شده بودم به طور قاچاقی سوار چیزسوار لنج شدیم.
من با آن جوانان دوست شده بودم ، مهدی.ک ازلرستان ، محمد.خ ازیزد و البته جوان ریزنقش والبته کمی توپول به نام شهرام.ج که رابطه ی بسیارنزدیکی با مهدی.ک داشت.
محمد.خ و مهدی.ک هم مثل من دچارمشکلات مالی و بی توجهی اطرافیان بودند و دچارافسردگی شدید و عقده های درونی!
ولی شهرام.ج جوانی بسیار شاداب و پولدار بود، به قول خودش بایک لنگه از جوراب هایش مهدی.ک را میخرد.
مهدی.ک کلا آدم عصبی بود وچیز هروقت داغ میکرد دهنش پراز کف میشد و دیگر هیچ چیز حالیش نمیشد، ولی باز خدا شهرام.ج را برای ما نگه دارد که هروقت مهدی.ک داغ میکرد بایک سکه 5ریالی اورا آرام میکرد.
ادامه دارد...



كه درد ما درد دين است ... درد بي دردي