دو روايت...

1- نقل شده كه خدمت امام (ره) ( يا شهيد بهشتي ) رسيدند و عرض كردند : آخوندي (طلبه اي ) در حوزه ي علميه هست كه دزدي مي كند . امام (ره ) فرمود : نگوييد آخوندي هست كه دزدي مي كند ، بگوييد دزدي هست كه لباس آخوندي پوشيده است.

2- روايت شده حكوت طاغوت در زمان آيت الله بروجردي (رحمه الله عليه ) بسيار تلاش كرد تا وجهه روحانيت را خراب كند ، از قضا آخوندي را گرفتند كه دزدي كرده بود ؛ وي را به نزد آيت الله بردند و ماجرا را تعريف كردند ، ايشان در همان لحظه فرمود كه : پس او را گرفتيد ! اتفاقاً از ما هم چيزي دزديده ، نزديك شخص مي روند و عبا و عمامه را از او ميگيرند و مي گويند كه :  او اين لباس ها را از ما دزديده است ، حالا مي توانيد او را ببريد.

بيش از اين با آبروي روحانيت بازي نكنيد و

لباس پيغمبراسلام (ص)  را پس بدهيد.

هاشمي عامل تأخير در ظهور امام مستضعفان

 

علی بن ابراهیم بن مهزیار پس از 20 سفر مکه به شوق دیدار حضرت صاحب الزمان، بالاخره برات دیدار می‌گیرد: پیک قرار دیدار با مولایمان با من گذاشت، شادمان شدم و یقین کردم که خداوند مرا به این فضیلت گرامی داشته است ... در پی او روانه شدم، از دشتی به دشتی، از دره‌ای به دره‌ای تا به یک تپه بلند رسیدیم. در دور دست خیمه‌ای نمایان شد که از درونش نوری به آسمان بالا می‌رفت. پیک مولا گفت: "امید و آرزوی تو در آنجاست.. بعد از اذن وارد خیمه شدم، به محض ورود، به امامم سلام کردم، امام، پس از جواب سلام فرمود:

"یا ابالحسن! قد کُنّا نَتَوَقَّعُکَ لیْلاً و نهاراً؛ براستی که شب و روز چشم انتظارت بودیم. فَما الذی أبْطَأَ بِکَ علینا؟؛ چیست آنچه ترا به تأخیر بر ما واداشت؟ گفتم: آقای من! تاکنون کسی را نیافتم که مرا به شما رهنمون شود. امام فرمودند: ألَم تَجِدْ أحَداً یَدُلّکَ؟!؛ آیا واقعا کسی را نیافتی که ترا ره‌نماید؟ آنگاه امام با انگشت مبارکش خطی بر روی زمین کشید و سپس فرمودند:

لا!؛ نه چنین نیست! و لٰکِنَّکُمْ کَثَّرْتُم الأمْوالَ؛ بلکه شما تکاثر و مال اندوزی کردید! و تَجَبَّرْتُم علی ضُعَفاءَ المؤمنین؛ و بر مستضعفان مؤمنین سخت گرفتید۱ و تکبر کردید! و قَطُعْتُم الرَّحِمَ الذی بَینَکم؛ و پیوندی2 را که میان خودتان بود نابود کردید! فَأَیُّ عُذْرٍ لکم الآن؟؛ اینک چه عذری دارید؟ طبری، دلائل الإمامة، ص297.

 طرد گفتمان مهدوی‌، له کردن مستضغفان زیر چرخ توسعه، رواج مال‌اندوزی، شکستن پیوند عاطفی مردم، بی اعتمادی مردم به مسؤولین و ... در مدیریت هاشمی، عامل تاخیر در فرج امام مستضعفان:

رهبر فرزانه، 24 آذر 87: "انحراف در هدفها، در آرمانها را بايد مراقبت كرد كه پيش نيايد. و اين چيزى است كه ما در طول اين سالهاى طولانی، بخصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام، درگيرش بوديم.

رهبر معظم انقلاب، نماز جمعه‌ تهران، 23 تیر 68: اگر دلهاى حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداريهاى زياد و خودرأيى و تكبر و استكبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى‌شود.

عدالتخانه در گفتگو با محتشمي‌پور، 25/2/ 87: شاخصه‌هايي كه امام براي اسلا‌م آمريكايي، مطرح مي‌كردند، اسلا‌م مرفه بي‌درد، اسلا‌م سرمايه‌داران مستكبر و اسلا‌م تن‌پروران بود. امام با تجملگرايي مخالف بودند و ساده زيستي را شعار ملت و كشور مي‌دانستند. آن‌وقت رئيس‌جمهور مملكت مي‌آيد نماز جمعه [18 آبان 69] مي‌گوید: چه كسي گفته تجمل‌گرايي اشكال دارد؟! اصلا‌ً نماز جمعه بايد مانور تجمل باشد و از اين تعبير‌ها؛ خوب اين فضا باعث شد در 8 سال دولت كارگزاران، فرهنگ انقلا‌ب و اسلا‌م به سوي مال‌اندوزي و تجمل و اسراف و اشرافيت و بريز و بپاش پيش رفت و آنهايي كه بايد پشتوانه انقلا‌ب باشند از انقلا‌ب جدا شدند؛ و رفتند به سوي همان اسلا‌م آمريكايي كه امام هشدار داده بود!

مقام معظم رهبری در ديدار مسؤولان‌ نظام،‌۲۳ مرداد ۷۰: نمى‌شود ما در زندگى مادّى مثل حيوان بچريم و بغلتيم و بخواهيم مردم به ما به شكل يك اسوه نگاه كنند؛ مردمى كه خيلي‌شان از اوليات زندگى محرومند! من و شما همان طلبه يا معلم پيش از انقلابيم. اما حالا مثل عروسى اشراف عروسى بگيريم، مثل خانه اشراف خانه درست كنيم، مثل حركت اشراف در خيابانها حركت كنيم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ريششان تراشيده بود، ولى ما ريشمان را گذاشته‌ايم، همين كافى است؟! نه، ما هم مترفين مى‌شويم. واللَّه! در جامعه اسلامى هم ممكن است مترف به وجود بيايد! از آيه شريفه "و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها..." بترسيم! تُرف، فسق هم دنبال خودش مى‌آورد.

مقام عظمای ولایت، 26 فروردین 70: اميرالمؤمنين مى‌گويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مى‌رود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم.

هاشمی؛ خطبه مانور تجملگرایی، چرا انسان‌هایی پیدا می‌شوند و مردم را دعوت می‌کنند به ریاضت و کم کردن نیازهای جسمانی؟ ص 9، جمهوری 19 آبان 69

امام خامنه‌ای، 22 خرداد 71: سازندگى، كارى بود كه على‌ بن‌ابیطالب عليه‌السلام داشت؛ اين، سازندگى است! دنياطلبى و مادى‌طلبى، كارى است كه عبيدالله زياد و يزيد مى‌كردند. آنها تجملات را زياد مى‌كردند. اين دو را با هم اشتباه نبايد كرد. امروز عده‌اى به اسم سازندگى خودشان را غرق در پول و دنيا و ماده‌پرستى مى‌كنند. اين سازندگى است؟! آنچه كه جامعه ما را فاسد مى‌كند، از دست دادن روح تقوا و فداكارى است؛ يعنى همان روحيه‌اى كه در بسيجيهاست. بسيجى بايد در وسط ميدان باشد تا فضيلتهاى اصلى انقلاب زنده بماند.

مقام عظمای ولایت، 22 خرداد 71: اگر اين ارزشها را نگه داشتيد، نظام امامت باقى مى‌ماند. آن وقت امثال حسين‌ بن‌على عليه ‌الصلاة و السلام، ديگر به مذبح برده نمى‌شوند. اما اگر اينها را از دست داديم چه؟ اگر روحيه بسيجى را از دست داديم چه؟ اگر به جاى توجه به تكليف و وظيفه و آرمان الهى، به فكر تجملات شخصى خودمان افتاديم چه؟ اگر جوان بسيجى را، جوان مؤمن را، جوان بااخلاص را - كه هيچ چيز نمى‌خواهد جز اين‌كه ميدانى باشد كه در راه خدا مجاهدت كند - در انزوا انداختيم و آن آدم پرروى افزون‌خواه پرتوقع بى‌صفاى بى‌معنويت را مسلط كرديم چه؟ آن وقت همه چيز دگرگون خواهد شد. اگر در صدر اسلام فاصله بين رحلت نبى اكرم صلوات‌الله‌وسلامه‌عليه و شهادت جگرگوشه‌اش پنجاه سال شد، در روزگار ما، اين فاصله، خيلى كوتاهتر ممكن است بشود و زودتر از اين حرفها، فضيلتها و صاحبان فضايل ما به مذبح بروند. بايد نگذاريم. بايد در مقابل انحرافى كه ممكن است دشمن بر ما تحميل كند، بايستيم.

رهبر فرزانه، 6بهمن 71: بعد از آنكه اسلام، اشرافيت را قلع و قمع كرده بود، يك طبقه اشراف جديد در دنياى اسلام به وجود آمد. عناصرى با نام اسلام، با سِمتها و عناوين اسلامى - پسر فلان صحابى، پسر فلان يار پيغمبر، پسر فلان خويشاوند پيغمبر. وقتى مى‌گوييم فاسد شدن دستگاه از درون، يعنى اين!

نائب امام زمان عج، 10 خرداد 69: در نظام اسلامى، رفع فقر و محروميت، در شمار هدفهاى طراز اول است و پايبندى به اصول انقلاب، بدون مجاهدت در راه نجات مستضعفان و محرومان، سخنى بى‌معنى و ادعايى پوچ است!

مقام معظم رهبری در ديدار رئيس‏جمهور و كارگزاران نظام، 9 تیر 86: "شايد بعضيها، حتّى بعضى مخلصين انقلاب، نه بيگانه‏ها و بددلها؛ حتّى نزديكان در طول بعضى از سالهاى گذشته تصورشان اين بود كه شعارهاى اصلى انقلاب؛ سربلندى اسلام، مسئله عدالت، مسئله مبارزه با استكبار، تلاش و مجاهدت براى رفع استضعاف از مستضعفان، ديگر روزگارش تمام شده است" [پس ظهور مولا هم ...]

رهبری فرزانه نقلاب، 10 اسفند 68: "آن اسلامى هم كه طبقات مستضعف و محروم به آن اميدوار نشوند و دل ندهند، اسلام نيست. اسلامى كه نتواند آرزوهاى خفته و فروكشته قشرهاى مظلوم را در سطح دنيا - نه فقط در سطح كشور خودمان - زنده و احيا كند، شك كنيد در اين‌كه اين دين، اسلام باشد".

پاورقیــــ: ۱. خبرگزاری فارس، 1 تیر 84: مشاور اقتصادي رئيس قوه قضاييه: سياست تعديل اقتصادي كه پس از جنگ تحميلي اجرا شد، وارداتي، استعماري و توصيه صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني بود و مخالفت فرهنگ انقلاب اسلامي است... برخی از طرفداران سياست تعديل اقتصادي گفتند و هم اكنون مي‌گويند حتي اگر 15 درصد جمعيت كشور در زير چرخهاي توسعه له شوند، اشكال ندارد.

2. نائب امام زمان،‌ 19 دی 70:  آن كسى كه مى‌خواهد در مقابل استكبار ايستادگى بكند و توى دهن دشمن جمهورى اسلامى بزند و دل بندگان خدا را شاد، و دل دشمنان خدا را افسرده بكند، بايد سعى كند كه پيوند محبت و عطوفت و اعتماد ميان اين ملت و ميان مسؤولان نظام، روزبه‌روز بيشتر و قويتر بشود. هر كس عكس اين عمل بكند، در جهت استكبار كار مى‌كند.

امام خامنه‌ای، در ديدار مسؤولان‌ نظام،‌ ۲۳ مرداد۷۰: "شما چگونه مى‌خواهيد محبت و اطمينان مردم را جلب كنيد؟ مردم بايد به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال تجملات و تشريفاتمان رفتيم، مگر اعتماد مردم باقى مى‌ماند؟! مگر مردم كورند؟!" بد نیست ترور شاخص‌ها،۵ هم ببینید.


برگرفته شده از وبلاگ باز باران

آقای مثلا مرجع تقلید، حرامزاده آن کسی است که گرگ است ولی لباس خوبان به تن میکند!

                      اولش باورم نشد ، باخودم گفتم حتما دقت فدای سرعت شده ، چندساعتی گذشت ، خبر رو تو چند سایت دیگه هم دیدم، بازهم باورم نشد تا اینکه امروز این خبر باورنکردنی رو توی چند روزنامه معتبر وبا نقل قول هائی از شخصیت های سیاسی و مذهبی کشور دیدم.

بله بالاخره مرجع مورد علاقه و چراغ راه امثال آقای موسوی که درقبل و بعد از انتخابات بارها رئیس جمهور قانونی کشور را مورد توهین قرار داده بوددردیدار باجمعی از همفکران خود در گرگان رئیس جمهور قانونی کشور را با این صفت قبیح مورد حمله قرار داد.

چشم آقای موسوی و طرفداران ایشان روشن! این هم ادب از نوع حامی مرجعتان!

فيلم سخنان وي را مي توانيد از اينجا دانلود كنيد.

چند توصیه به نامزدهای ریاست جمهوری افغان

با سلام خدمت کاندیداهای محترم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، آقایان: حامد کرزای، عبدالله عبدالله، رمضان بشردوست و اشرف غنی. امیدوارم که حالتان خوب باشد. اگر اجازه بدهید از این پس شما را با نام کوچک‌تان مخاطب قرار دهم.

عالیجنابان! حامد، عبدالله، رمضان و اشرف! همانطور که مستحضر هستید ما چند وقت پیش در ایران یک انتخاباتی برگزار کردیم و بر شماست که با تجربه از انتخابات ایران، احتمال پیروزی خود را افزایش دهید. در زیر راهکارهایی ارائه می‌شود:
1ـ لطفا فردی را رئیس ستاد انتخابات خود کنید که به فرد دیگری رای ندهد. مثلا ممکن است «کرباس غلام» از فعالان سیاسی افغان مدعی شود که من حتی اگر لازم شود حاضرم کفش «اشرف غنی» را واکس بزنم! در اینجا اشرف غنی نباید فریب کرباس غلام را بخورد، چرا که احتمال دارد کرباس غلام در روز انتخابات، به اشرف غنی رای ندهد و جلوی چشم دیگران رای خود را بدهد به مثلا رمضان بشردوست.
2ـ برنامه‌های‌تان را طوری اعلام کنید که رای‌تان لااقل از آرای باطله بیشتر باشد. این خیلی ضایع است که شما سرجمع 300 هزار رای داشته باشید. باور کنید خواننده «از اون بالا کفتر می‌آیه...» اگر کاندیدا شود بیشتر از آرای باطله رای می‌آورد.
3ـ اگر در مناظره، نامزدی از نامزد دیگر پرسید که چرا از «بایرام جزیره»،‌ مفسد اقتصادی افغان، پول گرفته‌اید، قافیه را نبازید. ملت افغان را [...] حساب کنید و مدعی شوید که از «احمد شاه مسعود» برای تیغیدن بایرام، اجازه داشته‌اید! هر جای مصاحبه دیدید که اطلاعات اقتصادی‌تان کافی نیست، از مادر بزرگ خود مایه بگذارید و از قول وی آمار ارائه دهید.
4ـ هر جای مناظره اگر خواستید یک حال اساسی به طرف بدهید، قبلش بگویید: من به شما علاقه دارم! مثلا اینطوری: جناب رمضان بشردوست! من شما را دوست دارم، من به شما علاقه‌مند هستم!
5- در مناظره شجاع باشید و اسامی مفسدین اقتصادی را اعلام کنید. اگر آقازاده کله‌گنده‌های افغان به بیت‌المال دست‌ درازی کردند، آنها را به مردم معرفی کنید. به مردم متکی باشید نه سفارتخانه انگلیس. ملت افغان را از آقازاده حامد کرزای و برهان‌الدین ربانی و گلبدین حکمتیار بزرگ‌تر بدانید.
6ـ به وقتش شلنگ تخته بیندازید. هنوز انتخابات تمام نشده،‌در یک کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرده، خود را برنده انتخابات جا بزنید و این پیروزی را به خودتان تبریک بگویید.
7ـ اگر نتیجه انتخابات اعلام شد و شما بین 4 نفر، پنجم شدید، ببینید شیخ اصلاحات چی کار کرد، شما هم همان کار را بکنید.
8ـ با توجه به اینکه در افغانستان وظیفه حمل و نقل صندوق آرا با تعدادی الاغ است،‌مدعی شوید الاغ‌ها در نبود یونجه، آرایی را خورده‌اند که مردم افغان نام شما را بر آن نوشته بودند! یا می‌توانید ادعا کنید که عده‌ای قرص‌هایی به این الاغ‌ها داده‌اند و این الاغ‌ها با خوردن قرص‌های مخصوص این توانایی را پیدا کرده‌اند که چهار زانو نشسته و با خودکار در آرا تقلب کرده باشند! حال اگر از شما کسی مدرک خواست،‌بگویید شما مدرک بیاورید که الاغ‌ها چنین قرصی نخورده‌اند. بعد اگر به شما گفتند: «البینة علی المدعی»، این را دیگر من نمی‌دانم؛ می‌توانید صبر کنید تا ببینید بیانیه جدیدی که به اسم [...] صادر می‌شود، حاوی چه نکاتی است.
9ـ‌در صورت شکست در انتخابات می‌توانید نیروهای طالبان را به اسم مردم افغان به خیابان‌های کابل ریخته، از آنها بخواهید با آتش‌زدن سطل‌های زباله، منطق خود را به جهانیان نشان دهند. بچه‌های خودتان را بفرستید خارج، بچه‌های افغان را بریزید در خیابان‌ها، بعد اگر عده‌ای گفتند مسؤولیت این خون‌ها با شماست،‌بگردید ببینید در افغانستان، علی مطهری کیست؟! یعنی هر جایی برای خودش یک علی مطهری دارد. همچین تاریخ را برای‌تان تحلیل کند که...!


اعترافات متحمان ،رسوایی بزرگ و شکایت شخصی یک شهروند از هاشمی


 لازم به ذکر است این پست تنها بدلیل حذف عکس موقتا ازوبلاگ کات شده بود.

همزمان با اعترافات اخیر یاران اصلاحات باب جدیدی در اتحامات موسوی خاتمی هاشمی و ... باز خواهد شد

و این سکوت

نه از روی مظلومیت است از روی رسواییست .

توصیه ما به دستگاه قضایی :

قبل از فرار عاملان اصلی آنان را محاکمه کنید .

(یکی از شهروندان مشهدی از هاشمی نزد دادگاه ویژه روحانیت شکایت کرد.)

ادامه مطالب...


ما با ولایت زنده ایم     تا زنده ایم رزمنده ایم


نویسنده : رزمنده




ادامه نوشته

چه ربطی داره ؟؟!

یک بار دیگر هم نگاه کنید باورتان نمی شود
حالا توضیح را بخوانید:

این عکس در یک بیابان موقع غروب آفتاب گرفته شده درست از بالای سر شتر ها انچه به رنگ سیاه میبینید در واقع سایه شتر است .شتر های واقعی به صورت خطوط کمی سفید رنگ در تصویر مشاهده میشوند این عکس جایزه بهترین عکاسی از طبیعت را گرفته است .حالا یک بار دیگر با دقت نگاه کنید.

نویسنده : رزمنده

جون مادرت شکایت کن

من چند روز است این سوال مثل خوره افتاده به جانم. بندبند سلول‌های بدنم و ذره ذره جانم با این پرسش دست به گریبان است که چرا آقای هاشمی‌رفسنجانی از احمدی‌نژاد شکایت نمی‌کند؟! مگر رئیس‌جمهور درباره فرزندان جناب هاشمی مسائلی را مطرح نکرد؟ آیا آقای هاشمی‌رفسنجانی این ادعای احمدي‌نژاد را قبول دارد یا ندارد. اگر دارد که هیچ اما اگر قبول ندارد و معتقد است اطرافيانش زندگی سالمی دارند، پس چرا از احمدی‌نژاد شکایت نمی‌کند؟!
البته نوشتن درباره هاشمی کار سختی است. دست آدم می‌لرزد. نفس آدم به شماره می‌افتد؛ یعنی آقای هاشمی یک طوری است که اگر بخواهی ایشان را نقد کنی، انگار موهای بدنت سیخ‌سیخ می‌شود. بدبختی آدم می‌افتد به خودسانسوری. قلم، یاری نمی‌کند. جوهر قلم، یخ می‌زند؛ یعنی یک جوری است که قلم دوست دارد حقیقت را بنویسد و از واقعیت دم بزند اما همین که نوک قلم روی کاغذ می‌افتد، انگار کلمه‌ها هم ترسیده باشند، جمله‌ها عوض می‌شود. ما هی می‌خواهیم یک چیزهای دیگری بنویسیم، ناخودآگاه می‌شود «امیرکبیر». یعنی در ذهن‌مان یک انتقادی نسبت به ایشان هست اما آن مطلب تا از ذهن به صفحه کاغذ می‌رسد، می‌شود تعریف از جناب هاشمی؛ می‌شود «استوانه نظام». قلم ترسوی ما را می‌بینی؟! البته خود ما هم کمتر از قلم‌مان ترس نداریم؛ یعنی «جان» یک چیزی است که آدم از پولش می‌تواند بگذرد، از جانش نمی‌تواند. البته آدم یک ذره عقل هم داشته باشد، چیز بدی نیست. ما که جانمان را از سر راه نیاورده‌ایم. حالا تو چکار داری که هاشمی چرا از احمدی‌نژاد شکایت نکرده؟! تو مگر فضولی؟ این غلط کردن‌ها به تو نیامده! تو را چه به سردار سازندگی؟ تو اصلاً می‌دانی هاشمی کیست؟ تمام ایران و بلکه دیگر کشورهای منطقه، مزین به نام اوست. هرجا که می‌روی، ردی از او می‌بینی. هیچ‌جا نیست که مفتخر به نام هاشمی نباشد. هاشمی آنقدر بزرگ است که نگو! سردار سازندگی نیست که هست، امیرکبیر نیست که هست، قائم‌مقام فراهانی نیست که هست، میرزاکوچک‌خان جنگلی نیست که هست، کلنل محمدتقی خان پسیان نیست که هست، ستارخان و باقرخان و آریاشهر و پونک و برج گلدیس نیست که هست، پدر معنوی کارگزاران نیست که هست، خالق انرژی هسته‌ای نیست که هست و ما هرچی داریم از صدقه سر هاشمی نیست که هست (جمله‌ای شد،ها!).
الان در هر قبرستان که می‌روی، دانشگاه آزاد یک شعبه آنجا دارد. حالا شهریه‌اش زیاد است، زیاد است که هست؛ فضولی موقوف! بعدش هم تو که پول نداری، غلط می‌کنی بچه‌ات را دانشگاه آزاد ثبت‌نام می‌کنی. پول نداری برو بمیر! بابا من یک هاشمی دارم می‌نویسم، تو یک هاشمی می‌خوانی؛ بزرگی، وقار، سعه صدر (بویژه در برخورد با احمدی‌نژاد!)، مهربانی، ایثار، متانت، سنگینی.
اصلا چه کسی بود انقلاب کرد؟ حالا توده ملت هم بودند. شما هاشمی را بگذار در یک کفه ترازو، موسوی، خاتمی، اون یکی خاتمی، موسوی‌خوئینی‌ها، موسوی لاری، مرعشی، کرباسچی، موسوی بجنوردی، فائزه، جاسبی، روحانی، لاریجانی، علی مطهری، حمیدشان، کاتوزیان، محسن رضایی، آرای باطله، عمادالدین باقی، اکبر گنجی، سازگارا، شمس‌الواعظین، افشین قطبی، علی دایی، حسن عمو، محسن خاله، دایی عباس، بقال سرکوچه، فری کله‌پز، صغری خانم، ننه‌جون، مهدی کروبی و ... را هم بگذار کفه دیگر. کدام کفه سنگینی می‌کند؟ از نظر چگالی شاید حالا کفه اخیر سنگینی کند اما من حیث‌المجموع، آن کفه‌ای که می‌خوابد، کفه هاشمی است.
درود بر مسیح مهاجری که هر روز به نفع هاشمی مطلب می‌نویسد و در روزنامه جمهوری اسلامی به ما فحش می‌دهد. حالا که ما دفاع از هاشمی کردیم، آقای مسیح! برای یک بار هم که شده از ما تعریف کن. ما را ببر بالا. من اعتراف می‌کنم من هم مثل عطریانفر، قاطی کردم؛ یک‌جور قاطی کردن مثبت. من هر چی به دور و برهای سردار سازندگی گفتم، نثار خودم. من زد و بند کردم. آن کسی که باعث آزادی فلان مفسد اقتصادی شد، من بودم. این من هستم که در خانه‌های اشرافی زندگی می‌کنم و گاهی هم یک توک‌پا پسرم را می‌فرستم روسیه. گفتم روسیه تا یادم نرفته بگویم: مرگ بر روسیه. مرگ بر چین. مرگ بر چین تایپه. اصلا مرگ بر همه کشورها. زنده‌باد مخالف من. مرگ بر دشمن هاشمی. مخالف هاشمی اعدام باید گردد.
***
من داشتم فکر می‌کردم اگر آدم، پاره‌ای از ملاحظات سیاسی را مراعات نکند و هرچه دلش بخواهد بنویسد درباره بعضی‌ها به چه سرنوشتی دچار می‌شود:
[شب، خارجی، یک خیابان خلوت]
همه جا تاریک است الا نور یک چراغ راهنمایی که لحظه‌ای خاموش و لحظه‌ای روشن می‌شود. نویسنده سیگار به دست آرام‌- آرام به حرکت خود ادامه می‌دهد. صدای باز و بسته شدن یک پنجره، سکوت را می‌شکند. به ناگهان گربه‌ای که مقداری گوشت به دهان گرفته، از درون یک سطل زباله بیرون می‌پرد. نویسنده در راه خانه، وارد یک کوچه بن‌بست می‌شود. کوچه تاریک است. در انتهای کوچه ناگهان چراغ‌های یک ماشین، صورت نویسنده را روشن می‌کند. قدم‌های نویسنده شل می‌شود. می‌خواهد برگردد اما دودل است. بالاخره برمی‌گردد و می‌بیند 2 نفر که وسط چله تابستان پالتو پوشیده‌اند سر کوچه ایستاده‌اند. کات.
نویسنده فکر می‌کند: عجب غلطی بود کردیم،‌ها!!

وطن امروز 19/5/88

روشنفكرى در 5 دقيقه !

طرفداران آقای موسوی به خودوشون نگیرن !

اگر مطلبی تند و تیز و یا خارج از ادب بود ببخشید !

 اگر جوات هستيد، اگرآخرين مطلبي كه مطالعه كرده ايد تصميم كبري  بوده است، اگر قدرت تحليل شما در حد پت و مت است ،اگر فرق اگزستانياليسم و هويج را نمي دانيد، نگران نباشيد بسته هاي آموزشي " روشنفكري در 5 دقيقه " به بازارآمد! 

 اولين اصل، يادگرفتن تعدادي لغت پرملاته! هرچی بيشتر بدونيد بهتره اما اگر مغزتون زياد كشش نداره همين چهارتا رو حفظ كنيد: سيناپس ، پارادايم، نوستالژيك و ديالكتيك .معني اش زياد مهم نيست فقط كافيه هر چند جمله در ميون مقداري از اين كلمات- به ميزان دلخواه- بكار ببريد البته موظب باشيد  دز آن را زياد بالا نبريد كه تابلو مي شود!

  ريش پرفسوري گرچه اپيدمي شده ولي هنوز هم جواب مي ده!  ريش پروفسوري مي تونه يك كارگر افغاني رو به يك شهروند فرهيخته تبديل كنه!

  غر بزنيد! غر زدن به وضع مملكت يكي از اركان مهم و شايد مهمترين ركن روشنفكري باشه. به هر چيزي كه فكرتون مي رسه غر بزنيد مهم نيست به چي فقط غر بزنيد مثال:

اگر بارون نمياد از بارونهاي لندن تعريف كنيد و بر پدر مملكت بي آب و علفمون  لعنت بفرستيد!

اگر بارون مياد از هواي صاف و آفتابي تگزاس تعريف كنيد و بگيد :" تف به اين مملكت گل وشل"!

 مدام از پيشرفت خارج تعريف كنيد! طوري كه انگار 80 سال توي لس آنجلس زندگي كرده ايد .مثلاً بگيد اونجا نون بربري تو بسته بندي هاي استريل عرضه ميشه!

 كراوات خيلي مهمه حتي اگه مي خواهيد تا سبزي فروشي سركوچه برويد كراوات بزنيد. حتي اگر مي خواهيد با پيژامه برويد باز كراوات را بزنيد! براي اينكه در ذهنتان ملكه شود مي توانيد شبها با كراوات بخوابيد!

  اگر در مهماني خواستيد دستشويي برويد و آنجا دستشويي فرنگي نداشتند به شدت از صاحبخانه گلايه كنيد و خودتان را ناراحت نشان دهيد. البته اگر دستشويي فرنگي داشتند هول نكنيد! دستشويي فرنگي هم مثل دستشويي هاي خودمان همان دو مرحله را دارد:       1 -شلوارمان را پايين مي كشيم 2-پي پي مي كنيم .

مواظب باشيد مراحل را جابجا انجام ندهيد!

  پيتزا ديگه دمده شده، سعي كنيد اسم غذا هايي رو حفظ كنيد كه بقيه حتي نمي تونند تلفظش كنند. مثال: فوندي بورگينيون، تاوزند آيلند و...البته اگر توي رستوران بوديد قبل از به زبان آوردن اين كلمات ابتدا دستتون رو داخل جيبتون كنيد ويك چرخ بدهيد اگر به چيزي برخورد نكرد احساس تشنگي كنيد ويك ليوان آب سرد سفارش بدهيد!

  داشتن يك وبلاگ ضروريه . البته اگر هنوز فرق بين كيس و مانيتور رو نمي دونيد برويد به پاراگراف بعدي! قالب وبلاگ بايد حتماً سياه باشه. سياه نمادي است از خفقان ژرفناي دروني و فريادي از فراسوي فراخناي تاريكي هاي ظلمانی! اسم وبلاگ هم بايد يكي از اين ها باشد: فرياد بي صدا، اسير حجم خلوت بي كسي، غريب غروب غربت غارغار! براي مطالب توش هم ميتونيد يك كتاب از احمد شاملو بگذاريد بغل دستتون و هر هفته يه صفحه ازش رو تايپ كنيد بريزيد تو حلق وبلاگ!

  از زمان قدیم خيلي تعريف كنيد. مخصوصاً بگيد اون موقع همه چيز خيلي ارزون بوده مثلاً تويوتا كمري 3 قرون بوده! البته سعي كنيد به مغزتون يه مقدار بيشتر فشار بياوريد و مثال بهتري بزنيد.

  سعي كنيد عينكي شويد. عينك سمبل مطالعه ي زياده ! اگر حوصله مطالعه نداريد يك روش سريعتر هم وجود داره: 2 دقيقه به جوشكاري با دقت نگاه كنيد!

  اگر كانديداي مورد نظر شما راي آورد، دمكراسي را مثل عقد دخترعمو پسرعمو عهدي آسماني بدانيد.

اگر كانديداي مورد نظر شما راي نياورد بگوييد: ملت شعورشون همينقدره! حقشونه بيسوادها!

  ترانه هاي خارجي گوش بدهيد. هرچي غير مجاز تر باشه بهتره! اگر نانسي گوش ميديد نشون ميده كه تمام مراحل روشنفكري رو با موفقيت پشت سر گذاشته ايد!

  وقتي در مورد ريس جمهور هاي خارجي صحبت مي كنيد بگوييد: " آقاي بوش" يا " پرزيدنت بوش"

  يك سگ بخريد. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثير زيادي در ارتقاي سطح روشنفكري داره!

  اگر دختر هستيد بايد مانتوي شما تنگ باشد! تنگ تر از بقيه ! خيلي تنگ! اونقدر كه موقع غذا خوردن مجبور شويد دكمه هاي جلوي آن را به صورت موج مكزيكي به ترتيب باز و بسته كنيد تا لقمه پايين برود!

  و بلا خره مانيفست روشنفكري ...

كتاب هاي فروغ فرخزاد، صادق هدايت ، سروش و گوگوش كتب اربعه ي روشنفكران محسوب مي شوند.

حالا خيلي به آخري گير نديد بيشتر با سي دي حال مي كنه!

منبع : وبلاگ شهر بهار نارنج

تمام نشده است؛ موسوي بايد ادعايش را ثابت کند

كريم ابراهيمي

افکار عمومی در انتظار مستندات موسوی برای تقلب بزرگ

اولی: حتماً باید بچه یکی از کله‌گنده‌ها کشته می‌شد تا مسوولان برن ببینن تو بازداشتگاه‌ها چه خبره؟

دومی: درسته. خون اون خدا بیامرز از خون بقیه کشته شده‌های این حوادث تلخ رنگین‌تر نبود و موضوع باید تا انتها بررسی بشه و خلافکارها مجازات بشن ولی خدا از باعث‌و‌بانی‌ ابن آشوبها نگذره

اولی: بله واقعاً. بخصوص اونهایی که تقلب رو طراحی کردند، اونهایی که آراء رو مهندسی کردن و اونهایی که جلوی این کودتا رو نگرفتن

دومی: تو از کجا مطمئنی که در انتخابات تقلب شده؟!

اولی: این سوال مسخره رو بگذار کنار. یعنی تو هنوز هم درباره تقلب شک داری...؟

ادامه نوشته

اعلام تحریم های جدید توسط ستادمیرحسین موسوی 2!!!

ا


1- ازاین پس تمام خانواده ها روزانه 3 بار ملزم به پخش کارتون شرک (قهرمان سبز) برای فرزندان خود بوده به طوری که میبایست تا 3 سال آینده ، شرک به عنوان یک قهرمان ملی و حتی جهانی دربین ایرانیان شناخته شودو ضمنا آموزش و پرورش نیز ملزم به گنجاندن درس ماجراهای شرک دردروس کلیه مقاطع تحصیلی میباشد.

2-تمامی صاحبان مراکزفرهنگی (کلوب ها) ملزم به جمع آوری و امحای کلیه نسخه های فیلم کلاه قرمزی میباشند.

3- مجید مجیدی درجهت دفاع از ارزش های ستاد آقای موسوی ملزم به ساخت فیلمی مستند بانام سبزی که زرد شد بوده وبه ایشان توصیه میشود از بازیگرانی چون: حمیدفرخ نزاد، بهاره رهنما ووو استفاده نمایند فقط اینبار درست گریمشون کنند تا دوباره لو نره.

4- ازتمامی مردم درخواست میشود تا هرچه سریعتردر جبهه سیاسی آقای موسوی ثبت نام بعمل آورند ، لازم به ذکر است تاکنون حدود 130 میلیون نفر از هم وطنان در این جبهه ثبت نام نموده اند.

5- به اطلاع هم وطنان عزیز میرساند هم زمان با گرم تر شدن هوا ، جنبش دختران فیروزه ای (بامدیریت فائزه خانم) اقدام به توزیع انواع لباس متناسب با وضعیت آب و هوا (ازقبیل : تاب ، شلوارک ووو) مینماید ، دوستان عزیز برای اطلاع دقیق میتوانند ازطریق روزنامه اعتماد ملی ویا شبکه بی بی سی فارسی از شرایط واگذاری اطلاع یابند.

6- از کلیه هم وطنان عزیز خواهشمندیم به منظور رفع نیازهای مالی ستاد کمک های نقدی خودرا به شماره حساب 332244 (شماره حساب مهدی کروبی) واریز نموده و یا کمکهای مالی خود را ازطریق پست به آدرس: تهران ، زندان اوین ارسال نمایند ضمنا حتما در پشت پاکت درج شود که برسد به دست آقای شهرام جزایری .

بازهم ادامه دارد...

تحریم ها و محدودیت های اعلام شده توسط ستادمیرحسین موسوی!!!

۱- ازاین پس همه ایرانیان(یعنی طرفداران آقای موسوی) تنها از اسکناس هزارتومانی (اونم چون سبزه) استفاده خواهند کرد، البته پس از تغئیرات ذیل:

الف- به جای عدد 10000 ریال عدد13000000 ثبت شود.

ب- به جای عکس امام ، عکس میرحسین درحالی که درفکرآزادی هست ثبت شود.

ج- درآن طرف اسکناس عکس مهدی کروبی درحالی که درحال فتح قله دماوند هست

ودردست دست خطی ازامام دارد ثبت شود.

د- به جای شماره سریال اسکناس شماره شناسنامه محمدخاتمی درج شود.

ه- ودرپایان به جای امضای وزیراقتصاد وبه منظورتائیدنهائی واطمینان ازتقلبی نبودن آن امضای شهرام جزایری ثبت شود.

2- به منظوراعتراض به نتیجه انتخابات طرفداران آقای موسوی از تاریخ 31 مرداد الی 30 شهریور را روزه دارخواهندبود.

3- ازاین پس همه روزه از ساعت 8 صبح تا 10 شب طرفداران آقای موسوی اطراف میدان آزادی و انقلاب به پیاده روی آرام و اعتراض آمیز میپردازند.

4- عدم سفر به شهرهائی که در آنجا آقای موسوی نفر اول نشده است.

5- ازاین پس شبکه های سیما توسط حامیان آقای موسوی تحریم شده و به جای شبکه های سیما شبکه های ذیل معرفی میگردد:

الف- به جای شبکه اول: شبکه مجاهد

ب- به جای شبکه دوم: شبکه اکشن

ج- به جای شبکه سوم: شبکه تپش

د- به جای شبکه چهارم: شبکه انیمال

ه- به جای شبکه پنجم: شبکه فاکس نیوز

و- به جای شبکه خبر: بی بی سی فارسی

تحریم های بعدی به تدریج اعلام خواهد شد....

نویسنده: پلاک سرخ