تبليغاتX
اسلام آنلاين
بدهکاران دیروز مدعیان امروز
موضوع: سیاسی

روح‏الله امين‏آبادي*   

اشاره: انتخابات رياست جمهوري دهم اولين انتخابات در تاريخ دموکراسي ايراني نبود که در درگيريهاي پيش يا پس از آن خونهايي ريخته شد. با اين وجود، گروههايي که با کشاندن رايدهندگان به خيابانها نتوانستند نتابج انتخاباتي قانوني را تغيير دهند، سعي کردند با تکيه بر بيتوجهيهاي هميشگي نخبگان سياسي ايران کشته شدن افراد در ماجراي اين اعتراضات خياباني غيرقانوني را امري فوقالعاده بزرگ، بديع و نافي مشروعيت کل نظام جلوه دهند. کشته شدن معترضين (حتي در جريان يک اعتراض سياسي غيرمجاز) نشانه “ناکارآمدي” بخشهايي از نظام است اما هيچگاه نميتواند نافي “مشروعيت” کل نظام باشد.

مخصوصا آن که علم “نفي مشروعيت نظام” از جانب عدهاي بلند شده باشد که سابقه کشتار معترضين در جريان اعتراضات اجتماعي و سياسي دوران حکومت خود و همفکران سياسيشان کم نيست. آنچه در زير ميخوانيد نمونه هايي از اين موارد است.


سبزوار: برخورد قانوني با عوامل يک سوءتفاهم
چهارشنبه هفتم شهريور 1380 درپي انتشار خبر تقسيم استان خراسان به سه استان و اعلام نشدن نام سبزوار بهعنوان مرکز يکي از سه استان تازهتاسيس، اعتراضات در اين شهر آغاز شد. روز اول دفتر سيدآبادي يکي از نمايندگان سبزوار و همچنين فرمانداري اين شهر هدف هجوم معترضين قرار گرفت. روزنامه ايران در شماره روز يكشنبه ۱۱ شهريور  ماجرا را به نقل از خيرآبادي ديگر نماينده سبزوار اين گونه توصيف کرده است:

“پنجشنبه گذشته مردم سبزوار با بستن راه تهران ـ مشهد راهپيمايي را به خشونت كشاندند و اين خشونت به داخل شهر كشيده شد و منجر به درگيري نيروهاي نظامي و انتظامي با مردم شد كه طبق آخرين خبرها يك نفر از عزيزان سبزواري جان خود را از دست داد، حدود ۳ە نفر مجروح شدند كه ۱۲نفر آنها دچار شكستگي دست و پا شدند. دو نفر ازمجروحان كه حالشان وخيم است با انتقال به مشهد از مرگ نجات يافتند. دكتر خيرآبادي درمورد عده بازداشت شدگان گفت: منابع غيررسمي دستگيرشدگان را ۱۵۴ نفر اعلام كردند.”

سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور وقت در نخستين مصاحبه خبري خود حوادث سبزوار را “سوءتفاهمي که براي مردم  اين شهر رخ داده” توصيف کرد و بدون آنکه درباره دلجويي از آسيب ديدگان اين سوءتفاهم حرفي بزند يا به تلفات اين اعتراض اجتماعي اشارهاي بکند، ابراز اميدواري کرد “همه مقصران و کساني که از اين وضعيت رخ داده، فرصتطلبي  کرده و به همبستگي مردم لطمه وارد ساختند، برخوردي قانوني، منطقي و درست صورت گيرد.”




.: ادامه مطلب :.

نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/10/13|
ندا آقا سلطان ، شهيده ي ديروز ، قاتل و منافق امروز
موضوع: سیاسی

چه كسي قاتل كشته هاي اخير در تهران است ؟ منافقين ؟ داخلي ها ؟ انگليس ؟ يا مير حسين موسوي ؟

چند روز پيش يه كليپ تحليلي در مورد قتل ندا آقا سلطان ديدم اولش باورش برام سخت بود ، مثل آدمي كه حسابي سرش كلاه رفته باشه گنگ و مات بودم . چند بار و چندين بار نگاه كردم درست بود ندا خانم منافق از آب در اومده بود . با كمي تأمل توي كليپ كاملا مشخصه كه ندا داره فيلم بازي ميكنه ...

خداي من چقدر تو توانا و دانا هستي ! به حرفاي شهيد مطهري ايمان اوردم كه فرمود : حق ! مثل دريا مي مونه و باطل مثل كف روي آب و كف از بين رفتني است .

چقدر زيبا نماد آزادي خواهي ( ببخشيد نماد آزادي جنسي و هم جنس بازي و فاحشه گري و زنا كاري )‌ تبديل به يك فرد خائن شد . چقدر زود خدا دست منافقين رو روكرد . از همان روزي كه دولت نهم و در رأس آن احمدي نژاد را متهم به دروغگويي مي كردند بايد اين روزها رو هم مي ديدند . از آن روزها ذات پليدشان با دروغي كه در مستند ايشان پخش شد فاش گرديد . بازيگري كه نقش مادر يك معتاد را بازي مي كرد و بعد از آن هر روز دروغي جديد ، روزي دختري فراري و فاحشه را فرزند و خواهر شهيد خواندند روزي ديگر مجروحين تصادفات رو كشته و شهيد ...

روزي قاچاق دلارها و طلا و روز ديگر 72 كشته ، يك روز تجاوز به مردان و پسران و فردا به نواميس مردم ، هر روز با هزاران دروغ به مردم حمله كردند تا مقصد شيطاني خودشون رو پياده كنند .

اونها همه چيز رو ديدند فكر همه جا را كردند الا دست پر قدرت خداوندي و كشوري كه به نام اهل بيت (عليهم السلام ) سند خورده و ايشان حافظ اين مرز و بوم هستند.

حالا كم كم حقايق روشن ميشن ، حقيقتي كه معلوم بشه مير حسين چرا اينقدر از دست جمهوري اسلامي ايران عصبانيه طوري كه انسان احساس مي كنه شيطان از دست حق و حق طلبي مولا علي (ع) عصبانيه ...

... هيچ نقصي نبود نميدانم چرا اينطور شد ؟ نمي دانم چرا آبرويمان رفت ؟ راستي چرا هيچكدام يك از علما از ما حمايت نكردند ؟‌ چرا اسرائيل حمله نمي كند ؟ اين اوباما هم كه بي عرضه ست . حالا چكار كنيم ؟

مي دانم كه شبها كابوس مي بيني و با فكر صندلي رياست جمهوري مي خوابي ولي هيهات كه نمي داني برخي از امور در يدپرقدرت پروردگار يكتاست.

نمي داني چون مال حرام در گوشت و جانت نشسته است ، چون عقده ي ولايت در گلويت جا خوش كرده است ، چون مهر خدا بر قلب و گوش و چشمهايت خورده است . فقط با تو نيستم . دوستانت كروبي و خاتمي هم هستند به اونها و مرد خاكستري پشت فتنه هايت هم بگو ... حتي به فائزه ي فتنه سوار


بگو كه آبرو در دست خداست و فكر چاره باش كه همچون فرعون نشوي كه خدا لجن در دهانت گذارد تا فرصت توبه پيدا نكني ...

حالا باز هم برايم سوال پيش آمد كه قاتل ندا و سيد علي موسوي و چندينن جوان ديگر كيست ؟ چرا خواهر زاده ي شما در اين وقايع كشته مي شود ؟

در آن روز كه به ملت پاسخ مي دهي ب به فكر جواب دادن به خانواده ي خواهرت هم باش ...


فيلم تجزيه و تحليل شده ي ندا آقا سلطان كه در اون به صورت واضح و نمايشي نقش يك كشته شده رو بازي مي كنه : از اينجا دانلود كنيد.





نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/10/10|
استفاده از نماد شیطان پرستی در طرح محرم یکی ازسایت های معروف سبز
موضوع:

نماد نحس صهیونیستی بر فراز کلام اباعبدالله (ع) در سایت مثلا سبز
بر این اساس، به نظر می‌رسد، طراحی چنین نمادی که قطعا آگاهانه انجام پذیرفته، نشان دهنده چیزی نیست جز همان که همه گفتند مراقب نفوذ دشمن باشید، ولی گوش شنوایی آن را نشنید و برای همین، ما به عنوان یک رسانه خود را موظف می‌دانیم که چنین انحراف عمیقی را گوشزد و یادآوری کنیم که التقاطی اینچنین، قطعا آینده خوبی را برای این جریان نوید نخواهد داد.

علامت تک چشم شیطان در طراحی پوستر محرم در سایتی که اخبار مربوط به معترضین را منتشر و پیگیری می‌کند، بیش از پیش دغدغه‌های مردم متدین و انقلابی را دو چندان کرده است.

به گزارش «تابناک» در این سایت پوستری برای محرم طراحی شده که در بالای آن و بر سر کلام امام حسین (ع)، نماد تک چشم دجال در داخل هرم قرار داده شده است.

این نماد بسیار مشهور، نماد دجال ـ ضد مسیح(ع) ـ و لوسیفر در فراماسونری و شیطان پرستی است و در مجموع این نماد به عنوان نماد شر و شیطان در جهان شناخته شده است و به نظر می‌رسد که قرار گرفتن این نماد شیطانی بر پیشانی پوستر محرم و بر بالای کلام مولا حسین(ع) به هیچ وجه تصادفی نیست و نمی توان به راحتی از این مسأله گذشت.

بر این اساس، در روزهای پس از انتخابات و با توجه به مسائلی که پیش آمد بارها و بارها از سوی دلسوزان، به سران و بدنه معترض به جریان انتخابات توصیه شد که مواظب رخنه دشمنان سیاسی و اعتقادی این ملت در میان صفوف خود باشند و حرکت خود را محملی برای سوءاستفاده آنها در راستای تخریب اعتقادات دینی، انقلاب و نظام قرار ندهند و با مواظبت از رفتار، گفتار و موضعگیری‌های خود، خط خود را از دشمنان این دین و مملکت جدا کنند تا خدای ناکرده اصل و ریشه انقلابی و اسلامیشان مورد خدشه قرار نگیرد.

بر این اساس، به نظر می‌رسد طراحی چنین نمادی که قطعا آگاهانه انجام پذیرفته، نشان دهنده چیزی نیست جز همان که، همه گفتند مراقب نفوذ دشمن باشید ولی گوش شنوایی آن را نشنید و لذا ما به عنوان یک رسانه خود را موظف می‌دانیم که چنین انحراف عمیقی را که در آینده نیز ممکن است به شکل و سیاقی دیگر تکرار شود.

گفتنی است که جریان‌های فراماسونری وابسته به محافل صهیونیستی در جهان از هر وسیله ای برای اشاعه این نماد و شرطی کردن مخاطب در دیدن این نماد، سوءاستفاده می‌کنند و عجبا از اینکه این بار آن را بر فراز بیرق پرچمدار مبارزه با همین جریان باطل و شیطانی می‌بینیم.

منبع: تابناک



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/10/03|
تقدیم به آن که دوستش دارم.
موضوع:

امشب دوباره دلم مستانه میشود

بااقتدا به نام تو جانانه میشود

هرعاشقی که آشنای توشدبی نیازبه

فرزانه و مسجد و میخانه میشود

صحن و سرای توامروزشمع ماست

دل های مابرای توپروانه میشود

هرعاقلی که نام تورا سه مرتبه شنید

بااولین قطره اشک دیوانه میشود

هفتاد ودو مرحله ی عشق راطی نمود

آن آدمی که ازغیر تو بیگانه میشود

مادرمیان روضه ها نمک گیر شدیم

این گونه روزگارما رندانه میشود

ما نوکران آستان حسین شدیم

نوکر به یمن شما جاودانه میشود



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/09/30|
لیدر اصلی اغتشاشات در دانشگاه امیرکبیر هنگام فرار بالباس زنانه!!!
موضوع:

مجیدتوکلی که به عنوان نمادمقاومت دانشجوئی دربین عناصرضدانقلاب شناخته میشود دیروز(۱۶آذر) پس از بی نتیجه بودن  تلاش هاوسخنرانی های ساختارشکنانه اش به منظور جمع آوری پیاده نظام دانشجوئی در دانشگاه امیرکبیر با استفاده از لباس زنانه(مانتو و چادر) قصد فرار داشت که البته دستگیر شد!

حالا این نمادمقاومت سبزها کی هست؟:

- این آقا مجید ما در سال۸۳ دررشته کشتیرانی در دانشگاه امیرکبیر پذیرفته شد که پس از ۴ترم مشروطی (اون هم معدل زیر۱۰) ازاین دانشگاه اخراج شد.

- این آقا عضو انجمن اسلامی منحله این دانشگاه بوده ودر زمان فعالیت بهمراه چند نفر دیگه اقدام به انتشار چند نشریه نموده که چند بار به دلیل توهین صریح و  بی شرمانه به مسئولین نظام و حتی اهلبیت(ع) چند وقتی رو در زندان مشغول به خوردن آب خنک بوده!

- دراینجا به چند موضوع مطرح شده در نشریات این آقا اشاره میکنیم: (قبلا به خاطر ارائه این جملات موهن ازشما عذرخواهی میکنیم.)

- علی(ع) و محمد(ص) هم گناه کبیره میکردندُ علی نه نور بود...نه آسمانی و نه معصوم...علی یک انسان غیرآسمانی بود و خطاکار...فراتراز آن محمد هم چنین بود...حال تکلیف ولی فقیه بسیارروشن است!

نحوه فرار این بنده خدا بدجوری آدم رو یاد فرار بنی صدر میندازه!

خدایا کار به کجا کشیده اینا شعار یاحسین   میرحسین  سرمیدن!



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/09/18|
یک روزخوب درنمایشگاه مطبوعات!
موضوع: سیاسی
سکانس اول: برخوردنزدیک از نوع انقلابی

سکانس دوم: جاخالی و شعارمرگ بر منافق

سکانس سوم: تشکرازاحساسات مردم


سکانس چهارم: هفت تیرکشی و فرارازنمایشگاه



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/08/03|
صدا و سيما به دنبال سقوط
موضوع: مذهبی
 

     لیلی محسنی

سايت الف

چند شب پيش تصادفا صحنه‌اي از سريال شمس العماره محصول شبكه دو سيما توجهم را جلب كرد. پسري زيبا رو كه به خواستگاري دختري زيبارو آمده و با نگاه بي‌شرمانه‌اي دختر را ورانداز مي‌كرد و بگو بخند راه انداخته بود. دختر خانم هم با صورتي ميك آپ شده و نيشي تا بناگوش باز، به پسرک عشوه مي‌فروخت.

صحنه آنقدر مشمئزكننده بود كه فوري كانال را عوض كردم. بعدا با پرس و جو و مطالعه و ديدن با اكراه چند قسمت ديگر اين سريال، دستگيرم شد كه دو زوج و به همراه چندين خانم و يك آقاي مجرد خانه‌اي كاخ گونه زندگي مي‌كنند و ماجراها پيرامون خواستگاران متعدد دخترخانم قهرمان داستان (هانيه توسلي) پيش مي‌رود.

به بهانه اين سريال، ‌تذكر چند نكته ضروري است:

نكته اول – نگاه‌هاي بي‌حياي خواستگاران شمس‌العماره به دختري كه هر شب يك خواستگار جديد دارد ، مرا به ياد مراسم خواستگاري مرادبيك در سريال جاودانه «روزي روزگاري» انداخت. جايي كه مرحوم شكيبايي با ژاله علو به خواستگاري دختر همسايه رفته بود و مرادبيك از شرم، به گل قالي خيره شده بود...

يا سكانس شاهكاري ديگر كه مرادبيك خسته از يك روز كار سخت در صحرا سر چاه مشغول شستن دست و صورتش بود اما به محض اينكه حس كرد دختر نامحرم بطرف چاه آب مي آيد، از چاه آب كنار رفت و جايي دور ايستاد تا چشمش به دختر نيفتد... خدا رحمت كند خسرو شكيبايي را و خيرش دهد امراله احمد جو را .

آقايان صدا و سيما كه طرح‌هايي مثل شمس‌العماره را تصويب مي‌كنيد و به آن اجازه پخش مي‌دهيد؛‌ در فرهنگ اصيل ملي و مذهبي ما، پسر و دختر ايراني با حيا و باوقارند. نه اينطور كه شما نشان مي‌دهيد دريده و عشوه‌گر.



لطفا به بينندگان سيما آدرس غلط ندهيد.
نكته دوم: فرهنگ ديني، درباره ازدواج و خانواده ، حداقل سه پيام اساسي دارد:

-1
سهل‌گيري در ازدواج

-2
حيا و عفت در روابط پسر و دختر پيش از ازدواج

-3
عشق حداكثري و دوطرفه در روابط زن و شوهر در كانون خانواده

در سريال شمس‌العماره، درباره هر سه موضوع فوق، پيامهاي  معکوس و ضد ديني به بيننده الغا مي‌شود.

اولا قهرمان سريال در خانه‌اي رويايي با امكاناتي لوكس زندگي مي‌كند. نمايش اين سطح از رفاه براي انبوه بينندگاني كه اغلب درگير مشكلات اقتصادي هستند، صرفا ازدواج را دست نيافتني‌تر الغا و سطح توقع و استانداردهاي تشكيل خانواده را نزد آنها بالاتر مي‌برد.

ثانيا در اين سريال، خانمها و آقايان مجرد نسبت به هم دريده و راحت هستند، همديگر را به نام كوچك صدا مي‌كنند و قربان و صدقه همديگر مي‌روند.

ثالثا زوج تازه ازدواج كرده اين سريال، برخلاف مجردهاي سريال، با هم خوب نيستند و دايم دعوا و ناسازگاري مي‌كنند!

-3
در سالهاي اخير صدا و سيما دچار يك اشتباه استراتژيك درباره موضوعات مذهبي شده است. به اين معني كه برنامه‌سازان و برنامه‌هاي مذهبي را از ساير برنامه‌ها جدا و قابل تفكيك كرده و در نتيجه برخي برنامه‌ها شديدا مذهبي و برخي ديگر، كاملا غيرمذهبي شده است. تاسيس شبكه قران سيما گامي در جهت تحكيم اين اشتباه بود. در صدا و سيمايي كه بايد مبلغ دين باشد، چه معني دارد شبكه مستقل قرآن؟ همه شبكه‌ها بايد ديني و قرآني باشند ، البته با تلفيق هنر و جذابيت‌هاي خاص براي مخاطب هر شبكه.

استراتژي صدا و سيما بايد تلفيق همه جانبه دين و معارف ديني در برنامه‌ها و سريال‌ها باشد نه اينكه برنامه‌هاي ديني جدا، بقيه برنامه‌ها هم جدا ... هر كس هر كدام را علاقه داشت تماشا كند!


همان سريال روزي روزگاري را بخاطر آوريد . سرشار از معارف ديني بود: توبه، نماز، عفت، حيا، غيرث، ايثار، پركاري، احترام‌ به بزرگتر، حمايت از مظلوم، احترام نمك و ... دست آخر هم مرادبيك متحول شده، تفنگ همسر خاله ليلا را مي‌گيرد،‌ همسر و سه فرزندش را مي‌گذارد و با رفيقش به مجاهدین جنگل مي پیوندد... سكانس خداحافظي مرادبيك از همسر و فرزندش و خاله ليلا، چقدر زيبا صحنه‌هاي خداحافظي رزمندگان از خانواده‌هايشان در جنگ تحميلي را تداعي مي‌كرد...

اين مفاهيم عميق ديني را مقايسه كنيد با سريال شمس‌العماره : يك مشت خاله زنك بازي با تبادل نگاه‌هاي شهوت آلود. اصلا اگر آن لچك‌ها را به عنوان تنها نماد ديني اين سريال از سر خانمهاي شمس‌العماره بردارند، نتيجه، برنامه‌اي كاملا سكولار خواهد بود.

توليد و پخش سريالي نظير شمس‌العماره، نتيجه اشتباه استراتژيك صدا و سيما در تفكيك برنامه‌هاي ديني از ساير برنامه‌ها است.

يادآوري مي‌شود منظور از تلفيق مفاهيم ديني در سريال‌ها و فيلم‌ها ، استفاده ازنمادهاي ديني مثل ريش و تسبيح و چادر و از اين جور ظاهرسازي‌هاي باسمه‌اي نيست.

منظور اين است كه مفاهيم و ارزش‌هاي ديني در طول سريال به طور غيرمستقيم به بيننده القا شود. همين سريال شمس‌العماره مي‌توانست حيا و عفت جوانان مجرد را الغا كند. همچنين ساده زيستي، عشق زن و شوهر و...

براي يادآوري يك نمونه سريال حاوي ارزش‌هاي ديني سريال روزي روزگاري را در ذهن مرور كنيد.

 



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/07/20|
تولدت مبارك
موضوع: مذهبی

 

بدين وسيله هفتم مهر ماه زاد روز  مير حسين موسوي را به هواداران ايشان تبريك مي گوييم

خواهشمنديم به عكس پايين توجه نفرماييد كه دروغين است و با شعبده بازي تهيه شده است

بلكه برويد و در سايتها و  تصوير واقعي شناسنامه ايشان را پيدا كنيد

براي ما هم ايميل كنيد ببينيم كه هفتم مهر تولد واقعي ايشونه و بهانه اي براي آشوب و بلوا نيست


خدايا اين كشور را از شر دشمن،خشكسالي ودروغ محفوظ دار!

( كتبيه داريوش )




نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/07/08|
اصلاح طلبان از آرامش جامعه هراس دارند
موضوع:

این روزها فضای کشور به آرامش نیاز دارد، دکتر احمدی نژاد با درک این موضوع، از عیب جویی از گروه های دیگر خودداری می کند و علی رغم همه تهمت ها و کارشکنی های صورت گرفته از سوی معارضین برعلیه او، برای حفظ انقلاب و خط امام و شهدا، صبر و سکوت را در برابر آنان اختیار کرده است.

اما گویا این عقلانیت در جناح معارضین ستیزه جو دیده نمی شود و رسانه های آن ها، هر روز با عیب جویی های سختگیرانه و بزرگ کردن آن ها، جبهه جدیدی را علیه دولت می گشایند (+ , +) و آرامش را از جامعه می گیرند.

این تفاوت معنی دار رفتار دو جناح نشان می دهد که بر خلاف جریان ولالیت پذیر که تمام تلاش خود را برای نجات اتقلاب و حفظ راه شهدا و امام می بیند، اصلاح طلبان امید هود را ناآرامی جامعه و آسیب زدن به مردم می یایند؛ به همین دلیل است که نه تنها رسانه های آن ها، این خط جنگ طلبانه را ادامه می دهند بلکه سیاستمداران آن ها نیز در این مسیر گام برمی دارند.

چند روز پیش محمد خاتمی که به خاطر فرمان هایش به آشوب های خیابانی، در نزد جامعه رو سیاه شده است؛ اعلام کرد که دولت مردم را به رگبار بسته است!

وقاحت این دروغ  به قدری زیاد بود که حتی رسانه های اپوزیسیون و سایت های افراطی مخالف با نظام نیز این کشف خاتمی را با علامت تعجب بیان کردند.

بی اخلاقی های مخالفین دولت به همین جا ختم نمی شود و آن ها از هر فرصتی برای بی ادبی و توهین به مردم و ناآرام کردن جامعه سواستفاده می کنند؛ برای نمونه به مصاحبه خبرگزاری افراطی ایلنا با چند چهره افراطیون توجه می کنیم و بخش کوچکی از هتاکی هایی که “تنها در یک خبر” این جریان آمده است را از دیده می گذرانیم:

حسن رسولی استاندار اصلاحات در خراسان جناح های دیگر را به “سناریوی طراحی شده در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادث پس از انتخابات” متهم کرد! (اگر حرف ایشان درست باشد یعنی آشوب های خیابانی نقضه متنیدن اصلاح طلبان بوده است و ربطی هم به بیانیه داد ها موسوی و . . . نداشته است؟! و تازه موسوی و طرفدارانشان در تمام این مدت، بازیگر کامل مخالفینشان بوده اند؟! خوب این که توهین به خود اصلاح طلبان است)

تلاش برای حذف راه امام !! و گزارش های دروغ در دادگاه ها و چند مورد دیگر، موارد اتهامی این اصلاح طلب برای تخریب جناح های دیگر است که بدون هیچ شواهدی بیان شده اند.

رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس هم که اگر از شرافت کافی برخوردار بود تا حالا چندین بار پرونده فساد اصلاح طلبان و فرزاندان هاشمی را به جریان می انداخت و از این اوضاع در کشور جلوگیری می کرد مدعی شد که “هيچ حقوقداني در كشور ذره‌اي ترديد ندارد كه اصل بازداشت‌ها، كيفيت آن و احضار افراد به اين شكل در دادگاه و كيفرخواست‌هاي صادر شده ذره‌اي نه بااسلام، نه با حقوق موضوعه و نه قانون اساسي انطباق دارد.”  و البته هیچ اشاره ای به این موضوع نکرد که نقض های حقوقی جزئی در این ماجراها موجب نمی شود که کل فرآیند با اسلام و قانون میانه ای نداشته باشد!
ایشان که بر حسب وظیفه شرعی و قانونی خود باید با سران آشوب برخورد کنند هیچ صحبتی در مورد آن نکردند که اگر در برخوردهای صورت گرفته مشکلی وجود داشته، اصل حمله نیروهای سبز به مردم و خوی توحش آن ها وسران جنایتکاراشان چه تناسبی با اسلام و قانون دارد که امروز از آن دم می زنند؟!

عضو شورای مرکزی حزب مشارکت نیز بدون اشاره به اسناد و مدارکی که از اعضای این گروه پیدا شده و برای مثال جزوه “تاملات راهبردی” این گروه که در مسیر براندازی نظام ترسیم شده است، جناح های مقابل را به حذف اصلاح طلبان متهم کرد.
این اصلاح طلب به این موضوع نپرداخت که وقتی خود حزب مشارکت برعلیه نظام بیانیه می دهد و با آشوب هایی که ایجاد می کند، خود را در مسیر حذف شدن قرار می دهد؛ آیا تقصیر متوجه متنقدین آن ها است؟!
و اصولا آیا متهم کردن نظام به کودتا وایجاد آشوب برای براندازی نظام که از سوی حزب مشارکت صورت گرفت  و  زمینه حذف آنان را به وجود آورده است؛ نقشه منتقدین برای حذف آن ها بوده است؟!

آخرین نفر مورد مصاحبه خبرگزاری افراطی ایلنا، مدعی شده است که هدف خاتمی زنده کردن راه امام است!!

این ادعا که این روزها به کرار از سوی معارضین بیان می شود، برپایه نادان فرض کردن هوادارانشان و کم حافظگی جامعه بنا شده است؛ وگرنه چه کسی است که با اندکی تفکر، 4سال پیش و پایان دوران اصلاحات را به یاد نیاورد که به لطف زنده کردن (!) امام از سوی اصلاح طلبلان، هیچ نامزدی، نه اسم امام را می آورد و نه از آرمان های او صحبت می کرد و حتی هاشمی رفسنجانی که لباس روحانیت بر تن دارد و خود را یار امام می نامد، به جای اندیشه های امام، از دخترکان بزک کرده استفاده می کرد و دغدغه اش این بود که چرا خانواده های دختران بر رفتارهای فرزند جوانشان نظارت می کنند!

در همان روزگار، تنها کسی که جرات کرد نام امام را بیاورد و شعار عدالت که نه تنها آرمان امام و بلکه هدف امیرالمومنین (ع) و جهان تشیع است را فریاد بزند، دکتر محمود احمدی نژاد بود و ادعاهای این روزهای اصلاح طلبان و خانواده هاشمی، مبنی بر خط امامی نامیدن خودشان و متهم کردن جناح مقابل به حذف امام، دروغ وقیحانه و فریبکارانه ای بیش نیست.

پ.ن 1 : بی شک باید در مقابل گیردادن معارضین به دولت برای تضعیف آن، هوشیار بود و ادعای دروغین و عوام فریبانه آنان مبنی بر خط امامی بودن را برای همگان فاش کرد.

پ.ن 2 : ایرادگیری از هر کار کوچک دولت، امری است که با پشتیبانی رسانه های اسرائیلی و آمریکایی، دولت را پراشتباه نشان بدهند؛ این در حالی است که این جنگ روانی برای تخدیر و تحمیق و استحمار هوادارانشان جواب داده است؛ اما بیش از این نمی توانند بر آن امید ببندند و باید تلاش را برای بر عکس کردن جریان آغاز کرد.

پ.ن 3 : فرض کنید اتهاماتی را محمد خاتمی در مورد به رگبار بستن مردم، اعلام کرده بود؛ دیگران به سرکوب های دولت خاتمی نسبت می دادند؛ آن وقت چه آشوبی بر سر این حرف ایجاد می کردند؟!
خاتمی باید برای این تهمت های وقیحانه و آشوب طلبی های خود دادگاهی شود .

پ.ن 4 : از همان روز اول بعد از انتخابات، مشارکت و مجاهدین، دولت را به عنوان دولت کودتا معرفی کرده اند. در کجای دنیا به احزابی که دولت را قبول ندارند و چنین تهمتی به آن می زنند را آزاد می گذارند و به آن مجوز فعالیت می دهند؟!!

آیا این هم نقشه جناح منتقد آن ها، برای حذف اصلاح طلبان است؟!

باید به جای اینکه هر روز به ادعای این احزاب، در مورد مرگ حجاریان و تاج زاده و تجاوز و . . . که بر منحرف کردن اصل ماجرا که همان ادعای بی سند و مدرکشان است، توجه شود و نظام بخواهد آن ها را توجیه کند؛ با آنان برخورد قانونی صورت گیرد تا جلوی ناآرامی که آرزوی اصلاح طلبان است؛ گرفته شود.

داداشي وب



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/06/21|
وقتي كروبي پنجم شد
موضوع:

در يكي از محلات اطراف شهرستان لنگرود، مرد مجنون و شيرين‌عقلي زندگي مي‌كند به اسم (حسين-ع). اين بنده‌ي بي‌آزار خدا، كاري به كار ديگران ندارد. مردم محله و منطقه هم به او علاقه دارند. يك نكته جالب درباره حسين-ع اينكه معمولا در انتخابات مختلف، اسم او هم از صندوق راي آن محله بيرون مي‌آيد!

در انتخابات اخير رياست‌جمهوري هم مثل دفعات قبلي، بعد از شمارش آرا مشخص شد كه حسين-ع، 7 راي را به خود اختصاص داده است. جالب اينكه در آن صندوق، آقاي شيخ مهدي كروبي تنها 3 راي بدست آورده بود! به عبارت بهتر، شيخ مهدي كروبي در آن حوزه راي‌گيري و در ميان 4 نامزد رسمي انتخابات رياست‌جمهوري پنجم شده بود. البته اين مساله‌ي جالب نه تنها در آن محله، بلكه در كل كشور هم اتفاق افتاد و جناب شيخ مهدي كروبي در كل كشور هم پنجم شد!

دوم

در گرماگرم تبليغات انتخابات رياست‌جمهوري، وقتي رقابت‌ها جدي شد و نظرسنجي‌ها از پيشتازي احمدي‌نژاد خبر مي‌دادند، شيخ مهدي كروبي و ميرحسين موسوي و حاميان آنها دستپاچه شدند و در مناظرات خياباني و رسانه‌اي و سخنراني‌هاي دانشگاهي براي يكديگر خط و نشان مي‌كشيدند و همديگر را به تضعيف جبهه اصلاحات متهم مي‌كردند. تا جايي كه حاميان موسوي به كروبي مي‌گفتند «غضنفر اصلاحات!» و حاميان كروبي هم به آن طرفي‌ها مي‌گفتند «مملكت را نمي‌شود با پارچه سبز اداره كرد!» اما همين آقاي كروبي بعد از شكست در انتخابات، رنگش را عوض كرد و به موج سبز آقاي موسوي پيوست و جلوتر از ديگران حركت كرد. من هنوز مانده‌ام كه اعتراض آقاي كروبي به خاطر آراي خودش بود يا بخاطر آقاي موسوي؟ يا اصلا بخاطر آراي باطله؟!

سوم

يك كتاب 200 صفحه‌اي را در نظر بگيريد. آيا مي‌توان براي نقد اين كتاب، صفحه‌ي اول تا پنجاهم آن را پاره كرد و تنها 150 صفحه‌ي بعدي آن را در نظر گرفت؟ آيا در اين صورت، نقد ما درباره آن كتاب منصفانه، همه جانبه، علمي و منطقي خواهد بود؟

حالا حوادث بعد از انتخابات را به يك كتاب 200 صفحه‌اي تشبيه كنيد. آيا مي‌توان از جنايات و تخلفات و اشتباهات و ضرب و شتم مردم حرف زد و شكايت كرد، اما از علل و عوامل و ريشه‌هاي چنين حوادثي سخن نگفت و آنها را ناديده گرفت؟ اين حوادث و اين جنايات، صفحه چندم اين كتاب 200 صفحه‌اي است؟ صفحه‌ي اول يا صدم يا بيستم؟

به نظر شما اگر جناب كروبي و ميرحسين موسوي، وزن و اندازه و جايگاه خود را در كشور مي‌پذيرفتند و به آراي ميليون‌ها ايراني احترام مي‌گذاشتند، آيا حوادث تلخ بعدي اتفاق مي‌افتاد؟ اگر بجاي اعتراض غيرقانوني و كشاندن مردم به خيابان‌ها كه به درگيري و خشونت و آشوب و اغتشاش و حوادث بعدي منجر شد، اعتراض خود را از طريق قانون پيگيري مي‌كردند، آيا اين جنايات و تخلفات صورت مي‌گرفت؟ آيا امروز كروبي مجبور مي‌شد كه نامه بنويسد و مسائلي را افشا كند؟

چهارم

اينكه در حوادث بعد از انتخابات تخلفات و جناياتي صورت گرفته، جاي هيچگونه شك و ترديدي در آن نيست و مخالفت من با جناب كروبي به اين معنا نيست كه مي‌خواهم چشمانم را بر اين تخلفات ببندم و آنها را توجيه و يا تكذيب كنم. حرف من اين نيست كه جنايت‌كاران و متخلفان حق داشتند به چنان كارهايي دست بزنند؛ اصلا من اعتقاد دارم كه بايد بدتر از اين‌ها را بر سر خود جنايتكاران  آورد! قبلا هم در چنين مواردي نظر صريح خودم را نوشته‌ام كه ماجراي زهرا بني‌يعقوب يك نمونه آن است.

اما حرف من اين است كه خود آقاي كروبي چقدر در ايجاد چنين فضايي كمك كرده؟ چقدر در بروز چنين تخلفات و جناياتي نقش داشته؟ 20 درصد؟ 30 درصد؟ 50 درصد؟ چقدر؟ آيا چنين كسي مي‌تواند امروز در جايگاه شاكي بنشيند و از تخلفات ديگران شكايت كند و تخلفات خودش را ناديده بگيرد؟

من مانده‌ام كه يك نفر بخاطر گذشته‌ و سوابقش چقدر بايد آزاد باشد كه همه مسائل را با هم قاطي كند و با توهمات شخصي خودش، با آبرو و عزت و اعتبار يك ملت و يك مملكت بازي كند؟ چنين كسي با اين جايگاه و محبوبيت مردمي كه كل آراي وي از آراي باطله كشور هم كمتر است، تا كجا اجازه دارد و تا كجا به خود حق مي‌دهد كه با آراي ميليون‌ها ايراني بازي كند؟

پنجم

در پايان اين نوشته به آقاي كروبي پيشنهاد مي‌كنم كه سري به آن محله شهرستان لنگرود و يا نقاط ديگر كشور بزند و از نزديك با مردم عادي و نيز آدم‌هايي مانند (حسين-ع) آشنا شود و با آنها صحبت كند تا ببيند چه عاملي باعث شده كه آراي (حسين ع) از آراي كروبي بيشتر شود؟! من حاضرم آقاي كروبي و اعضاي حزب اعتماد ملي و ديگران را با (حسين ع) آشنا كنم. قطعا دوستان ديگري هم هستند كه در شهر و روستا و محله‌شان وضعيت مشابهي داشتند و آقاي كروبي در آن حوزه‌ها هم پنجم شده بود. از آنها هم مي‌خواهم كه در اين زمينه با آقاي كروبي همكاري كنند!

وبلاگ آهستان



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/06/16|
مقايسه ظاهري علماي شيعه با علماي وهابيت و يك حكايت زيبا
موضوع: مذهبی


تصویری از ۳ تن از بزرگترین مراجع تقلید شیعیان جهان در عصر حاضر .



و تصویری از دو مفتی كور چشم و كور دل وهابیت عربستان عكس سمت راست مفتی قبلی وهابیت عربستان بن باز است كه خدا هر دو چشمش را ازش گرفت و عكس سمت چپ عبدالعزیز بن عبدالله آل شیخ مفتی الان وهابیت است كه از یك چشم كور است .

 به فتوای این دو مفتی خبیث هزاران نفر از شیعیان در كشورهای مختلف به شهادت رسیده اند .


يك حكايت زيبا از ضايع شدن بن باز در برابر استدلال زيباي مرحوم حكيم

مرحوم آیه الله العظمى سید محسن حكیم قدس سره كه مرجع شیعیان و زعیم حوزه علمیه نجف بود، در سفرى كه به عربستان داشت ، در جلسه اى با « بن باز » مفتى آن روز آن كشور (كه نابینا بود) مواجه شد.

بن باز، ظاهرا به دیدن آقاى حكیم رفته بود ولى در واقع قصد داشت با ایشان جدال كند و افكار وهابیگرى خود را مطرح نماید.

در این جلسه ، بن باز، از آیه الله حكیم پرسید: شما شیعیان چرا به ظواهر قرآن عمل نمى كنید؟

 آیه الله حكیم در جواب گفتند: این دیدار جاى چنین صحبت هایى نیست ، بگذارید به احوالپرسى برگزار شود. بن باز، سماجت كرده و خواستار دریافت جواب شد. آیه الله حكیم ، ناچار به بن باز گفتند: اگر قرار باشد به ظاهر قرآن تكیه كنیم و همان را معیار عمل به آن قرار دهیم ، باید معتقد شویم كه شما به جهنم خواهید رفت !

 بن باز، با تعجب پرسید چرا؟ آیه الله حكیم گفتند: چون قرآن مى فرماید: و من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخره اعمى و اضل سبیلا ؛سوره اسراء، آیه 72 ((كسى كه در این جهان (از دیدن چهره حق ) نابینا باشد، در جهان آخرت هم نابینا و گمراه تر خواهد بود)). و شما كه از دو چشم نابینا هستید، طبق ظاهر این آیه باید در آخرت هم نابینا باشید و در زمره گمراهان كه اهل جهنمند، قرار بگیرید. بنابراین ظاهر بسیارى از آیات قرآن مقصود نیست !

بن باز گفته بود اگر قرار است حضرت علی چشمهایم را شفا دهد اصلا نمی خواهم این چشم ها بینا شود . این قدر بغض اهل بیت در دل این مفتیان وهابیت هست و ببینید خدا به چه روز آنها را انداخته است.....



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/06/03|
انقلاب سوم مردم و رهبری
موضوع: مذهبی
سه روش توانست مشروطه را از دست مسلمانها بگیرد که اولین روش آن تبلیغ فرهنگ غرب گرایی محض بود و دومین روش تاکید زیاد بر روی معقوله آزادی غرب بود.
سومین روش تاکید بر نوعی ملی گرایی افراطی و نوعی انسان محوری بود .
بنابر این ما باید با در نظر گرفتن این سه محور غیر خودی ها را در زمان امروز بهتر بشناسیم .
آنچه امروز تمام ما در میان حامیان اصلاحات مشاهده میکنیم این است :
خود فروختگی به غرب - الگوبرداری بی چون و چرا از غرب - لیبرالیسم مفرط
دین ستیزی - خود انتقادی - اولویت دادن به مادیات قبل از هر چیز دیگر ناموس، وطن ، دین و ...(متریالیسم)

هرچند که به دلیل عدم اقبال مردم از این نوع افکار در ایام جدید شاهد تلفیق این افکار با افکار و آرمان های ناب انقلاب برای به بیراه کشاندن مردم هستیم . و در واقع در جریانات اخیر شاهد پوشانیدن لباس حق بر باطل بودیم .
و چه زیبا قرآن کریم در این باره می فرماید : لباس حق بر باطل مپوشانید. آنچیزی که در میان هواداران این جریان غلط و منحرف موج می خورد وجود جریان هایی با افکار مغشوش در آن است .

در انقلاب سوم مردم و رهبری مردم با رهنمودهای رهبری دارای شناخت از این
جریانات شدند و قدم سوم برداشته شد .
 
امیدوارم این مطلب پیش زمینه ذهنی برای ورود اجمالی به مقوله انقلاب سوم مردم و رهبری  را ایجاد کند.
 تا به زودی به این مطلب بپردازیم. یا علی

ما با ولایت زنده ایم         تا زنده ایم رزمنده ایم

نويسنده رزمنده



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/06/02|
اشعار مولای ما حضرت امام سید علی خامنه ای(مد ظله)
موضوع:
سرخوش زسبـوی غم پنهــانی خویشم                        

چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگـویـم زكم و بیـش
چون آینه خو كرده به حیرانی خویشم

لـب بـاز نكـردم به خروشـی و فغـانی
مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خویشم

یك چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری است پشیمان زپشیمانی خویشم

از شوق  شكرخند  لبـش جان نسپـردم
شرمنـده جانـان ز گران جانـی خویشم

بشكسته ‌تر ازخویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هر چند « امین » ،  بستۀ  دنیا نیـم اما

دلـبـسـتـۀ  یــاران خــراسـانـی  خویشم


          باب نجات         جان به فدات

ما با ولایت زنده ایم      تا زنده ایم رزمنده ایم




نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/06/01|
دو روايت...
موضوع: مذهبی

1- نقل شده كه خدمت امام (ره) ( يا شهيد بهشتي ) رسيدند و عرض كردند : آخوندي (طلبه اي ) در حوزه ي علميه هست كه دزدي مي كند . امام (ره ) فرمود : نگوييد آخوندي هست كه دزدي مي كند ، بگوييد دزدي هست كه لباس آخوندي پوشيده است.

2- روايت شده حكوت طاغوت در زمان آيت الله بروجردي (رحمه الله عليه ) بسيار تلاش كرد تا وجهه روحانيت را خراب كند ، از قضا آخوندي را گرفتند كه دزدي كرده بود ؛ وي را به نزد آيت الله بردند و ماجرا را تعريف كردند ، ايشان در همان لحظه فرمود كه : پس او را گرفتيد ! اتفاقاً از ما هم چيزي دزديده ، نزديك شخص مي روند و عبا و عمامه را از او ميگيرند و مي گويند كه :  او اين لباس ها را از ما دزديده است ، حالا مي توانيد او را ببريد.

بيش از اين با آبروي روحانيت بازي نكنيد و

لباس پيغمبراسلام (ص)  را پس بدهيد.



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/05/30|
هاشمي عامل تأخير در ظهور امام مستضعفان
موضوع:
 

علی بن ابراهیم بن مهزیار پس از 20 سفر مکه به شوق دیدار حضرت صاحب الزمان، بالاخره برات دیدار می‌گیرد: پیک قرار دیدار با مولایمان با من گذاشت، شادمان شدم و یقین کردم که خداوند مرا به این فضیلت گرامی داشته است ... در پی او روانه شدم، از دشتی به دشتی، از دره‌ای به دره‌ای تا به یک تپه بلند رسیدیم. در دور دست خیمه‌ای نمایان شد که از درونش نوری به آسمان بالا می‌رفت. پیک مولا گفت: "امید و آرزوی تو در آنجاست.. بعد از اذن وارد خیمه شدم، به محض ورود، به امامم سلام کردم، امام، پس از جواب سلام فرمود:

"یا ابالحسن! قد کُنّا نَتَوَقَّعُکَ لیْلاً و نهاراً؛ براستی که شب و روز چشم انتظارت بودیم. فَما الذی أبْطَأَ بِکَ علینا؟؛ چیست آنچه ترا به تأخیر بر ما واداشت؟ گفتم: آقای من! تاکنون کسی را نیافتم که مرا به شما رهنمون شود. امام فرمودند: ألَم تَجِدْ أحَداً یَدُلّکَ؟!؛ آیا واقعا کسی را نیافتی که ترا ره‌نماید؟ آنگاه امام با انگشت مبارکش خطی بر روی زمین کشید و سپس فرمودند:

لا!؛ نه چنین نیست! و لٰکِنَّکُمْ کَثَّرْتُم الأمْوالَ؛ بلکه شما تکاثر و مال اندوزی کردید! و تَجَبَّرْتُم علی ضُعَفاءَ المؤمنین؛ و بر مستضعفان مؤمنین سخت گرفتید۱ و تکبر کردید! و قَطُعْتُم الرَّحِمَ الذی بَینَکم؛ و پیوندی2 را که میان خودتان بود نابود کردید! فَأَیُّ عُذْرٍ لکم الآن؟؛ اینک چه عذری دارید؟ طبری، دلائل الإمامة، ص297.

 طرد گفتمان مهدوی‌، له کردن مستضغفان زیر چرخ توسعه، رواج مال‌اندوزی، شکستن پیوند عاطفی مردم، بی اعتمادی مردم به مسؤولین و ... در مدیریت هاشمی، عامل تاخیر در فرج امام مستضعفان:

رهبر فرزانه، 24 آذر 87: "انحراف در هدفها، در آرمانها را بايد مراقبت كرد كه پيش نيايد. و اين چيزى است كه ما در طول اين سالهاى طولانی، بخصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام، درگيرش بوديم.

رهبر معظم انقلاب، نماز جمعه‌ تهران، 23 تیر 68: اگر دلهاى حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداريهاى زياد و خودرأيى و تكبر و استكبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى‌شود.

عدالتخانه در گفتگو با محتشمي‌پور، 25/2/ 87: شاخصه‌هايي كه امام براي اسلا‌م آمريكايي، مطرح مي‌كردند، اسلا‌م مرفه بي‌درد، اسلا‌م سرمايه‌داران مستكبر و اسلا‌م تن‌پروران بود. امام با تجملگرايي مخالف بودند و ساده زيستي را شعار ملت و كشور مي‌دانستند. آن‌وقت رئيس‌جمهور مملكت مي‌آيد نماز جمعه [18 آبان 69] مي‌گوید: چه كسي گفته تجمل‌گرايي اشكال دارد؟! اصلا‌ً نماز جمعه بايد مانور تجمل باشد و از اين تعبير‌ها؛ خوب اين فضا باعث شد در 8 سال دولت كارگزاران، فرهنگ انقلا‌ب و اسلا‌م به سوي مال‌اندوزي و تجمل و اسراف و اشرافيت و بريز و بپاش پيش رفت و آنهايي كه بايد پشتوانه انقلا‌ب باشند از انقلا‌ب جدا شدند؛ و رفتند به سوي همان اسلا‌م آمريكايي كه امام هشدار داده بود!

مقام معظم رهبری در ديدار مسؤولان‌ نظام،‌۲۳ مرداد ۷۰: نمى‌شود ما در زندگى مادّى مثل حيوان بچريم و بغلتيم و بخواهيم مردم به ما به شكل يك اسوه نگاه كنند؛ مردمى كه خيلي‌شان از اوليات زندگى محرومند! من و شما همان طلبه يا معلم پيش از انقلابيم. اما حالا مثل عروسى اشراف عروسى بگيريم، مثل خانه اشراف خانه درست كنيم، مثل حركت اشراف در خيابانها حركت كنيم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ريششان تراشيده بود، ولى ما ريشمان را گذاشته‌ايم، همين كافى است؟! نه، ما هم مترفين مى‌شويم. واللَّه! در جامعه اسلامى هم ممكن است مترف به وجود بيايد! از آيه شريفه "و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها..." بترسيم! تُرف، فسق هم دنبال خودش مى‌آورد.

مقام عظمای ولایت، 26 فروردین 70: اميرالمؤمنين مى‌گويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مى‌رود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم.

هاشمی؛ خطبه مانور تجملگرایی، چرا انسان‌هایی پیدا می‌شوند و مردم را دعوت می‌کنند به ریاضت و کم کردن نیازهای جسمانی؟ ص 9، جمهوری 19 آبان 69

امام خامنه‌ای، 22 خرداد 71: سازندگى، كارى بود كه على‌ بن‌ابیطالب عليه‌السلام داشت؛ اين، سازندگى است! دنياطلبى و مادى‌طلبى، كارى است كه عبيدالله زياد و يزيد مى‌كردند. آنها تجملات را زياد مى‌كردند. اين دو را با هم اشتباه نبايد كرد. امروز عده‌اى به اسم سازندگى خودشان را غرق در پول و دنيا و ماده‌پرستى مى‌كنند. اين سازندگى است؟! آنچه كه جامعه ما را فاسد مى‌كند، از دست دادن روح تقوا و فداكارى است؛ يعنى همان روحيه‌اى كه در بسيجيهاست. بسيجى بايد در وسط ميدان باشد تا فضيلتهاى اصلى انقلاب زنده بماند.

مقام عظمای ولایت، 22 خرداد 71: اگر اين ارزشها را نگه داشتيد، نظام امامت باقى مى‌ماند. آن وقت امثال حسين‌ بن‌على عليه ‌الصلاة و السلام، ديگر به مذبح برده نمى‌شوند. اما اگر اينها را از دست داديم چه؟ اگر روحيه بسيجى را از دست داديم چه؟ اگر به جاى توجه به تكليف و وظيفه و آرمان الهى، به فكر تجملات شخصى خودمان افتاديم چه؟ اگر جوان بسيجى را، جوان مؤمن را، جوان بااخلاص را - كه هيچ چيز نمى‌خواهد جز اين‌كه ميدانى باشد كه در راه خدا مجاهدت كند - در انزوا انداختيم و آن آدم پرروى افزون‌خواه پرتوقع بى‌صفاى بى‌معنويت را مسلط كرديم چه؟ آن وقت همه چيز دگرگون خواهد شد. اگر در صدر اسلام فاصله بين رحلت نبى اكرم صلوات‌الله‌وسلامه‌عليه و شهادت جگرگوشه‌اش پنجاه سال شد، در روزگار ما، اين فاصله، خيلى كوتاهتر ممكن است بشود و زودتر از اين حرفها، فضيلتها و صاحبان فضايل ما به مذبح بروند. بايد نگذاريم. بايد در مقابل انحرافى كه ممكن است دشمن بر ما تحميل كند، بايستيم.

رهبر فرزانه، 6بهمن 71: بعد از آنكه اسلام، اشرافيت را قلع و قمع كرده بود، يك طبقه اشراف جديد در دنياى اسلام به وجود آمد. عناصرى با نام اسلام، با سِمتها و عناوين اسلامى - پسر فلان صحابى، پسر فلان يار پيغمبر، پسر فلان خويشاوند پيغمبر. وقتى مى‌گوييم فاسد شدن دستگاه از درون، يعنى اين!

نائب امام زمان عج، 10 خرداد 69: در نظام اسلامى، رفع فقر و محروميت، در شمار هدفهاى طراز اول است و پايبندى به اصول انقلاب، بدون مجاهدت در راه نجات مستضعفان و محرومان، سخنى بى‌معنى و ادعايى پوچ است!

مقام معظم رهبری در ديدار رئيس‏جمهور و كارگزاران نظام، 9 تیر 86: "شايد بعضيها، حتّى بعضى مخلصين انقلاب، نه بيگانه‏ها و بددلها؛ حتّى نزديكان در طول بعضى از سالهاى گذشته تصورشان اين بود كه شعارهاى اصلى انقلاب؛ سربلندى اسلام، مسئله عدالت، مسئله مبارزه با استكبار، تلاش و مجاهدت براى رفع استضعاف از مستضعفان، ديگر روزگارش تمام شده است" [پس ظهور مولا هم ...]

رهبری فرزانه نقلاب، 10 اسفند 68: "آن اسلامى هم كه طبقات مستضعف و محروم به آن اميدوار نشوند و دل ندهند، اسلام نيست. اسلامى كه نتواند آرزوهاى خفته و فروكشته قشرهاى مظلوم را در سطح دنيا - نه فقط در سطح كشور خودمان - زنده و احيا كند، شك كنيد در اين‌كه اين دين، اسلام باشد".

پاورقیــــ: ۱. خبرگزاری فارس، 1 تیر 84: مشاور اقتصادي رئيس قوه قضاييه: سياست تعديل اقتصادي كه پس از جنگ تحميلي اجرا شد، وارداتي، استعماري و توصيه صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني بود و مخالفت فرهنگ انقلاب اسلامي است... برخی از طرفداران سياست تعديل اقتصادي گفتند و هم اكنون مي‌گويند حتي اگر 15 درصد جمعيت كشور در زير چرخهاي توسعه له شوند، اشكال ندارد.

2. نائب امام زمان،‌ 19 دی 70:  آن كسى كه مى‌خواهد در مقابل استكبار ايستادگى بكند و توى دهن دشمن جمهورى اسلامى بزند و دل بندگان خدا را شاد، و دل دشمنان خدا را افسرده بكند، بايد سعى كند كه پيوند محبت و عطوفت و اعتماد ميان اين ملت و ميان مسؤولان نظام، روزبه‌روز بيشتر و قويتر بشود. هر كس عكس اين عمل بكند، در جهت استكبار كار مى‌كند.

امام خامنه‌ای، در ديدار مسؤولان‌ نظام،‌ ۲۳ مرداد۷۰: "شما چگونه مى‌خواهيد محبت و اطمينان مردم را جلب كنيد؟ مردم بايد به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال تجملات و تشريفاتمان رفتيم، مگر اعتماد مردم باقى مى‌ماند؟! مگر مردم كورند؟!" بد نیست ترور شاخص‌ها،۵ هم ببینید.


برگرفته شده از وبلاگ باز باران


نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/05/29|
چند توصیه به نامزدهای ریاست جمهوری افغان
موضوع:

با سلام خدمت کاندیداهای محترم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، آقایان: حامد کرزای، عبدالله عبدالله، رمضان بشردوست و اشرف غنی. امیدوارم که حالتان خوب باشد. اگر اجازه بدهید از این پس شما را با نام کوچک‌تان مخاطب قرار دهم.

عالیجنابان! حامد، عبدالله، رمضان و اشرف! همانطور که مستحضر هستید ما چند وقت پیش در ایران یک انتخاباتی برگزار کردیم و بر شماست که با تجربه از انتخابات ایران، احتمال پیروزی خود را افزایش دهید. در زیر راهکارهایی ارائه می‌شود:
1ـ لطفا فردی را رئیس ستاد انتخابات خود کنید که به فرد دیگری رای ندهد. مثلا ممکن است «کرباس غلام» از فعالان سیاسی افغان مدعی شود که من حتی اگر لازم شود حاضرم کفش «اشرف غنی» را واکس بزنم! در اینجا اشرف غنی نباید فریب کرباس غلام را بخورد، چرا که احتمال دارد کرباس غلام در روز انتخابات، به اشرف غنی رای ندهد و جلوی چشم دیگران رای خود را بدهد به مثلا رمضان بشردوست.
2ـ برنامه‌های‌تان را طوری اعلام کنید که رای‌تان لااقل از آرای باطله بیشتر باشد. این خیلی ضایع است که شما سرجمع 300 هزار رای داشته باشید. باور کنید خواننده «از اون بالا کفتر می‌آیه...» اگر کاندیدا شود بیشتر از آرای باطله رای می‌آورد.
3ـ اگر در مناظره، نامزدی از نامزد دیگر پرسید که چرا از «بایرام جزیره»،‌ مفسد اقتصادی افغان، پول گرفته‌اید، قافیه را نبازید. ملت افغان را [...] حساب کنید و مدعی شوید که از «احمد شاه مسعود» برای تیغیدن بایرام، اجازه داشته‌اید! هر جای مصاحبه دیدید که اطلاعات اقتصادی‌تان کافی نیست، از مادر بزرگ خود مایه بگذارید و از قول وی آمار ارائه دهید.
4ـ هر جای مناظره اگر خواستید یک حال اساسی به طرف بدهید، قبلش بگویید: من به شما علاقه دارم! مثلا اینطوری: جناب رمضان بشردوست! من شما را دوست دارم، من به شما علاقه‌مند هستم!
5- در مناظره شجاع باشید و اسامی مفسدین اقتصادی را اعلام کنید. اگر آقازاده کله‌گنده‌های افغان به بیت‌المال دست‌ درازی کردند، آنها را به مردم معرفی کنید. به مردم متکی باشید نه سفارتخانه انگلیس. ملت افغان را از آقازاده حامد کرزای و برهان‌الدین ربانی و گلبدین حکمتیار بزرگ‌تر بدانید.
6ـ به وقتش شلنگ تخته بیندازید. هنوز انتخابات تمام نشده،‌در یک کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرده، خود را برنده انتخابات جا بزنید و این پیروزی را به خودتان تبریک بگویید.
7ـ اگر نتیجه انتخابات اعلام شد و شما بین 4 نفر، پنجم شدید، ببینید شیخ اصلاحات چی کار کرد، شما هم همان کار را بکنید.
8ـ با توجه به اینکه در افغانستان وظیفه حمل و نقل صندوق آرا با تعدادی الاغ است،‌مدعی شوید الاغ‌ها در نبود یونجه، آرایی را خورده‌اند که مردم افغان نام شما را بر آن نوشته بودند! یا می‌توانید ادعا کنید که عده‌ای قرص‌هایی به این الاغ‌ها داده‌اند و این الاغ‌ها با خوردن قرص‌های مخصوص این توانایی را پیدا کرده‌اند که چهار زانو نشسته و با خودکار در آرا تقلب کرده باشند! حال اگر از شما کسی مدرک خواست،‌بگویید شما مدرک بیاورید که الاغ‌ها چنین قرصی نخورده‌اند. بعد اگر به شما گفتند: «البینة علی المدعی»، این را دیگر من نمی‌دانم؛ می‌توانید صبر کنید تا ببینید بیانیه جدیدی که به اسم [...] صادر می‌شود، حاوی چه نکاتی است.
9ـ‌در صورت شکست در انتخابات می‌توانید نیروهای طالبان را به اسم مردم افغان به خیابان‌های کابل ریخته، از آنها بخواهید با آتش‌زدن سطل‌های زباله، منطق خود را به جهانیان نشان دهند. بچه‌های خودتان را بفرستید خارج، بچه‌های افغان را بریزید در خیابان‌ها، بعد اگر عده‌ای گفتند مسؤولیت این خون‌ها با شماست،‌بگردید ببینید در افغانستان، علی مطهری کیست؟! یعنی هر جایی برای خودش یک علی مطهری دارد. همچین تاریخ را برای‌تان تحلیل کند که...!




نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/05/27|
اعترافات متحمان ،رسوایی بزرگ و شکایت شخصی یک شهروند از هاشمی
موضوع:

 لازم به ذکر است این پست تنها بدلیل حذف عکس موقتا ازوبلاگ کات شده بود.

همزمان با اعترافات اخیر یاران اصلاحات باب جدیدی در اتحامات موسوی خاتمی هاشمی و ... باز خواهد شد

و این سکوت

نه از روی مظلومیت است از روی رسواییست .

توصیه ما به دستگاه قضایی :

قبل از فرار عاملان اصلی آنان را محاکمه کنید .

(یکی از شهروندان مشهدی از هاشمی نزد دادگاه ویژه روحانیت شکایت کرد.)

ادامه مطالب...


ما با ولایت زنده ایم     تا زنده ایم رزمنده ایم


نویسنده : رزمنده






.: ادامه مطلب :.

نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/05/25|
چه ربطی داره ؟؟!
موضوع:
یک بار دیگر هم نگاه کنید باورتان نمی شود
حالا توضیح را بخوانید:

این عکس در یک بیابان موقع غروب آفتاب گرفته شده درست از بالای سر شتر ها انچه به رنگ سیاه میبینید در واقع سایه شتر است .شتر های واقعی به صورت خطوط کمی سفید رنگ در تصویر مشاهده میشوند این عکس جایزه بهترین عکاسی از طبیعت را گرفته است .حالا یک بار دیگر با دقت نگاه کنید.

نویسنده : رزمنده



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/05/25|
جون مادرت شکایت کن
موضوع:

من چند روز است این سوال مثل خوره افتاده به جانم. بندبند سلول‌های بدنم و ذره ذره جانم با این پرسش دست به گریبان است که چرا آقای هاشمی‌رفسنجانی از احمدی‌نژاد شکایت نمی‌کند؟! مگر رئیس‌جمهور درباره فرزندان جناب هاشمی مسائلی را مطرح نکرد؟ آیا آقای هاشمی‌رفسنجانی این ادعای احمدي‌نژاد را قبول دارد یا ندارد. اگر دارد که هیچ اما اگر قبول ندارد و معتقد است اطرافيانش زندگی سالمی دارند، پس چرا از احمدی‌نژاد شکایت نمی‌کند؟!
البته نوشتن درباره هاشمی کار سختی است. دست آدم می‌لرزد. نفس آدم به شماره می‌افتد؛ یعنی آقای هاشمی یک طوری است که اگر بخواهی ایشان را نقد کنی، انگار موهای بدنت سیخ‌سیخ می‌شود. بدبختی آدم می‌افتد به خودسانسوری. قلم، یاری نمی‌کند. جوهر قلم، یخ می‌زند؛ یعنی یک جوری است که قلم دوست دارد حقیقت را بنویسد و از واقعیت دم بزند اما همین که نوک قلم روی کاغذ می‌افتد، انگار کلمه‌ها هم ترسیده باشند، جمله‌ها عوض می‌شود. ما هی می‌خواهیم یک چیزهای دیگری بنویسیم، ناخودآگاه می‌شود «امیرکبیر». یعنی در ذهن‌مان یک انتقادی نسبت به ایشان هست اما آن مطلب تا از ذهن به صفحه کاغذ می‌رسد، می‌شود تعریف از جناب هاشمی؛ می‌شود «استوانه نظام». قلم ترسوی ما را می‌بینی؟! البته خود ما هم کمتر از قلم‌مان ترس نداریم؛ یعنی «جان» یک چیزی است که آدم از پولش می‌تواند بگذرد، از جانش نمی‌تواند. البته آدم یک ذره عقل هم داشته باشد، چیز بدی نیست. ما که جانمان را از سر راه نیاورده‌ایم. حالا تو چکار داری که هاشمی چرا از احمدی‌نژاد شکایت نکرده؟! تو مگر فضولی؟ این غلط کردن‌ها به تو نیامده! تو را چه به سردار سازندگی؟ تو اصلاً می‌دانی هاشمی کیست؟ تمام ایران و بلکه دیگر کشورهای منطقه، مزین به نام اوست. هرجا که می‌روی، ردی از او می‌بینی. هیچ‌جا نیست که مفتخر به نام هاشمی نباشد. هاشمی آنقدر بزرگ است که نگو! سردار سازندگی نیست که هست، امیرکبیر نیست که هست، قائم‌مقام فراهانی نیست که هست، میرزاکوچک‌خان جنگلی نیست که هست، کلنل محمدتقی خان پسیان نیست که هست، ستارخان و باقرخان و آریاشهر و پونک و برج گلدیس نیست که هست، پدر معنوی کارگزاران نیست که هست، خالق انرژی هسته‌ای نیست که هست و ما هرچی داریم از صدقه سر هاشمی نیست که هست (جمله‌ای شد،ها!).
الان در هر قبرستان که می‌روی، دانشگاه آزاد یک شعبه آنجا دارد. حالا شهریه‌اش زیاد است، زیاد است که هست؛ فضولی موقوف! بعدش هم تو که پول نداری، غلط می‌کنی بچه‌ات را دانشگاه آزاد ثبت‌نام می‌کنی. پول نداری برو بمیر! بابا من یک هاشمی دارم می‌نویسم، تو یک هاشمی می‌خوانی؛ بزرگی، وقار، سعه صدر (بویژه در برخورد با احمدی‌نژاد!)، مهربانی، ایثار، متانت، سنگینی.
اصلا چه کسی بود انقلاب کرد؟ حالا توده ملت هم بودند. شما هاشمی را بگذار در یک کفه ترازو، موسوی، خاتمی، اون یکی خاتمی، موسوی‌خوئینی‌ها، موسوی لاری، مرعشی، کرباسچی، موسوی بجنوردی، فائزه، جاسبی، روحانی، لاریجانی، علی مطهری، حمیدشان، کاتوزیان، محسن رضایی، آرای باطله، عمادالدین باقی، اکبر گنجی، سازگارا، شمس‌الواعظین، افشین قطبی، علی دایی، حسن عمو، محسن خاله، دایی عباس، بقال سرکوچه، فری کله‌پز، صغری خانم، ننه‌جون، مهدی کروبی و ... را هم بگذار کفه دیگر. کدام کفه سنگینی می‌کند؟ از نظر چگالی شاید حالا کفه اخیر سنگینی کند اما من حیث‌المجموع، آن کفه‌ای که می‌خوابد، کفه هاشمی است.
درود بر مسیح مهاجری که هر روز به نفع هاشمی مطلب می‌نویسد و در روزنامه جمهوری اسلامی به ما فحش می‌دهد. حالا که ما دفاع از هاشمی کردیم، آقای مسیح! برای یک بار هم که شده از ما تعریف کن. ما را ببر بالا. من اعتراف می‌کنم من هم مثل عطریانفر، قاطی کردم؛ یک‌جور قاطی کردن مثبت. من هر چی به دور و برهای سردار سازندگی گفتم، نثار خودم. من زد و بند کردم. آن کسی که باعث آزادی فلان مفسد اقتصادی شد، من بودم. این من هستم که در خانه‌های اشرافی زندگی می‌کنم و گاهی هم یک توک‌پا پسرم را می‌فرستم روسیه. گفتم روسیه تا یادم نرفته بگویم: مرگ بر روسیه. مرگ بر چین. مرگ بر چین تایپه. اصلا مرگ بر همه کشورها. زنده‌باد مخالف من. مرگ بر دشمن هاشمی. مخالف هاشمی اعدام باید گردد.
***
من داشتم فکر می‌کردم اگر آدم، پاره‌ای از ملاحظات سیاسی را مراعات نکند و هرچه دلش بخواهد بنویسد درباره بعضی‌ها به چه سرنوشتی دچار می‌شود:
[شب، خارجی، یک خیابان خلوت]
همه جا تاریک است الا نور یک چراغ راهنمایی که لحظه‌ای خاموش و لحظه‌ای روشن می‌شود. نویسنده سیگار به دست آرام‌- آرام به حرکت خود ادامه می‌دهد. صدای باز و بسته شدن یک پنجره، سکوت را می‌شکند. به ناگهان گربه‌ای که مقداری گوشت به دهان گرفته، از درون یک سطل زباله بیرون می‌پرد. نویسنده در راه خانه، وارد یک کوچه بن‌بست می‌شود. کوچه تاریک است. در انتهای کوچه ناگهان چراغ‌های یک ماشین، صورت نویسنده را روشن می‌کند. قدم‌های نویسنده شل می‌شود. می‌خواهد برگردد اما دودل است. بالاخره برمی‌گردد و می‌بیند 2 نفر که وسط چله تابستان پالتو پوشیده‌اند سر کوچه ایستاده‌اند. کات.
نویسنده فکر می‌کند: عجب غلطی بود کردیم،‌ها!!

وطن امروز 19/5/88



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/05/21|
روشنفكرى در 5 دقيقه !
موضوع:
طرفداران آقای موسوی به خودوشون نگیرن !

اگر مطلبی تند و تیز و یا خارج از ادب بود ببخشید !

 اگر جوات هستيد، اگرآخرين مطلبي كه مطالعه كرده ايد تصميم كبري  بوده است، اگر قدرت تحليل شما در حد پت و مت است ،اگر فرق اگزستانياليسم و هويج را نمي دانيد، نگران نباشيد بسته هاي آموزشي " روشنفكري در 5 دقيقه " به بازارآمد! 

 اولين اصل، يادگرفتن تعدادي لغت پرملاته! هرچی بيشتر بدونيد بهتره اما اگر مغزتون زياد كشش نداره همين چهارتا رو حفظ كنيد: سيناپس ، پارادايم، نوستالژيك و ديالكتيك .معني اش زياد مهم نيست فقط كافيه هر چند جمله در ميون مقداري از اين كلمات- به ميزان دلخواه- بكار ببريد البته موظب باشيد  دز آن را زياد بالا نبريد كه تابلو مي شود!

  ريش پرفسوري گرچه اپيدمي شده ولي هنوز هم جواب مي ده!  ريش پروفسوري مي تونه يك كارگر افغاني رو به يك شهروند فرهيخته تبديل كنه!

  غر بزنيد! غر زدن به وضع مملكت يكي از اركان مهم و شايد مهمترين ركن روشنفكري باشه. به هر چيزي كه فكرتون مي رسه غر بزنيد مهم نيست به چي فقط غر بزنيد مثال:

اگر بارون نمياد از بارونهاي لندن تعريف كنيد و بر پدر مملكت بي آب و علفمون  لعنت بفرستيد!

اگر بارون مياد از هواي صاف و آفتابي تگزاس تعريف كنيد و بگيد :" تف به اين مملكت گل وشل"!

 مدام از پيشرفت خارج تعريف كنيد! طوري كه انگار 80 سال توي لس آنجلس زندگي كرده ايد .مثلاً بگيد اونجا نون بربري تو بسته بندي هاي استريل عرضه ميشه!

 كراوات خيلي مهمه حتي اگه مي خواهيد تا سبزي فروشي سركوچه برويد كراوات بزنيد. حتي اگر مي خواهيد با پيژامه برويد باز كراوات را بزنيد! براي اينكه در ذهنتان ملكه شود مي توانيد شبها با كراوات بخوابيد!

  اگر در مهماني خواستيد دستشويي برويد و آنجا دستشويي فرنگي نداشتند به شدت از صاحبخانه گلايه كنيد و خودتان را ناراحت نشان دهيد. البته اگر دستشويي فرنگي داشتند هول نكنيد! دستشويي فرنگي هم مثل دستشويي هاي خودمان همان دو مرحله را دارد:       1 -شلوارمان را پايين مي كشيم 2-پي پي مي كنيم .

مواظب باشيد مراحل را جابجا انجام ندهيد!

  پيتزا ديگه دمده شده، سعي كنيد اسم غذا هايي رو حفظ كنيد كه بقيه حتي نمي تونند تلفظش كنند. مثال: فوندي بورگينيون، تاوزند آيلند و...البته اگر توي رستوران بوديد قبل از به زبان آوردن اين كلمات ابتدا دستتون رو داخل جيبتون كنيد ويك چرخ بدهيد اگر به چيزي برخورد نكرد احساس تشنگي كنيد ويك ليوان آب سرد سفارش بدهيد!

  داشتن يك وبلاگ ضروريه . البته اگر هنوز فرق بين كيس و مانيتور رو نمي دونيد برويد به پاراگراف بعدي! قالب وبلاگ بايد حتماً سياه باشه. سياه نمادي است از خفقان ژرفناي دروني و فريادي از فراسوي فراخناي تاريكي هاي ظلمانی! اسم وبلاگ هم بايد يكي از اين ها باشد: فرياد بي صدا، اسير حجم خلوت بي كسي، غريب غروب غربت غارغار! براي مطالب توش هم ميتونيد يك كتاب از احمد شاملو بگذاريد بغل دستتون و هر هفته يه صفحه ازش رو تايپ كنيد بريزيد تو حلق وبلاگ!

  از زمان قدیم خيلي تعريف كنيد. مخصوصاً بگيد اون موقع همه چيز خيلي ارزون بوده مثلاً تويوتا كمري 3 قرون بوده! البته سعي كنيد به مغزتون يه مقدار بيشتر فشار بياوريد و مثال بهتري بزنيد.

  سعي كنيد عينكي شويد. عينك سمبل مطالعه ي زياده ! اگر حوصله مطالعه نداريد يك روش سريعتر هم وجود داره: 2 دقيقه به جوشكاري با دقت نگاه كنيد!

  اگر كانديداي مورد نظر شما راي آورد، دمكراسي را مثل عقد دخترعمو پسرعمو عهدي آسماني بدانيد.

اگر كانديداي مورد نظر شما راي نياورد بگوييد: ملت شعورشون همينقدره! حقشونه بيسوادها!

  ترانه هاي خارجي گوش بدهيد. هرچي غير مجاز تر باشه بهتره! اگر نانسي گوش ميديد نشون ميده كه تمام مراحل روشنفكري رو با موفقيت پشت سر گذاشته ايد!

  وقتي در مورد ريس جمهور هاي خارجي صحبت مي كنيد بگوييد: " آقاي بوش" يا " پرزيدنت بوش"

  يك سگ بخريد. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثير زيادي در ارتقاي سطح روشنفكري داره!

  اگر دختر هستيد بايد مانتوي شما تنگ باشد! تنگ تر از بقيه ! خيلي تنگ! اونقدر كه موقع غذا خوردن مجبور شويد دكمه هاي جلوي آن را به صورت موج مكزيكي به ترتيب باز و بسته كنيد تا لقمه پايين برود!

  و بلا خره مانيفست روشنفكري ...

كتاب هاي فروغ فرخزاد، صادق هدايت ، سروش و گوگوش كتب اربعه ي روشنفكران محسوب مي شوند.

حالا خيلي به آخري گير نديد بيشتر با سي دي حال مي كنه!

منبع : وبلاگ شهر بهار نارنج



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/05/14|
تمام نشده است؛ موسوي بايد ادعايش را ثابت کند
موضوع:

كريم ابراهيمي

افکار عمومی در انتظار مستندات موسوی برای تقلب بزرگ

اولی: حتماً باید بچه یکی از کله‌گنده‌ها کشته می‌شد تا مسوولان برن ببینن تو بازداشتگاه‌ها چه خبره؟

دومی: درسته. خون اون خدا بیامرز از خون بقیه کشته شده‌های این حوادث تلخ رنگین‌تر نبود و موضوع باید تا انتها بررسی بشه و خلافکارها مجازات بشن ولی خدا از باعث‌و‌بانی‌ ابن آشوبها نگذره

اولی: بله واقعاً. بخصوص اونهایی که تقلب رو طراحی کردند، اونهایی که آراء رو مهندسی کردن و اونهایی که جلوی این کودتا رو نگرفتن

دومی: تو از کجا مطمئنی که در انتخابات تقلب شده؟!

اولی: این سوال مسخره رو بگذار کنار. یعنی تو هنوز هم درباره تقلب شک داری...؟



.: ادامه مطلب :.

نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/05/10|
تحریم ها و محدودیت های اعلام شده توسط ستادمیرحسین موسوی!!!
موضوع:

۱- ازاین پس همه ایرانیان(یعنی طرفداران آقای موسوی) تنها از اسکناس هزارتومانی (اونم چون سبزه) استفاده خواهند کرد، البته پس از تغئیرات ذیل:

الف- به جای عدد 10000 ریال عدد13000000 ثبت شود.

ب- به جای عکس امام ، عکس میرحسین درحالی که درفکرآزادی هست ثبت شود.

ج- درآن طرف اسکناس عکس مهدی کروبی درحالی که درحال فتح قله دماوند هست

ودردست دست خطی ازامام دارد ثبت شود.

د- به جای شماره سریال اسکناس شماره شناسنامه محمدخاتمی درج شود.

ه- ودرپایان به جای امضای وزیراقتصاد وبه منظورتائیدنهائی واطمینان ازتقلبی نبودن آن امضای شهرام جزایری ثبت شود.

2- به منظوراعتراض به نتیجه انتخابات طرفداران آقای موسوی از تاریخ 31 مرداد الی 30 شهریور را روزه دارخواهندبود.

3- ازاین پس همه روزه از ساعت 8 صبح تا 10 شب طرفداران آقای موسوی اطراف میدان آزادی و انقلاب به پیاده روی آرام و اعتراض آمیز میپردازند.

4- عدم سفر به شهرهائی که در آنجا آقای موسوی نفر اول نشده است.

5- ازاین پس شبکه های سیما توسط حامیان آقای موسوی تحریم شده و به جای شبکه های سیما شبکه های ذیل معرفی میگردد:

الف- به جای شبکه اول: شبکه مجاهد

ب- به جای شبکه دوم: شبکه اکشن

ج- به جای شبکه سوم: شبکه تپش

د- به جای شبکه چهارم: شبکه انیمال

ه- به جای شبکه پنجم: شبکه فاکس نیوز

و- به جای شبکه خبر: بی بی سی فارسی

تحریم های بعدی به تدریج اعلام خواهد شد....

نویسنده: پلاک سرخ



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/05/01|
قصه ما ، هاشمي و آقازاده ها و جيرجيركها
موضوع:

1-آقازاده باشی و بعد مدعی باشی که این انقلاب برای ما چه کرده، از آن حرف‌هاست

2-ملت غیرتی شد و ندا داد: «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند»... و آقای رفسنجانی این بار خطاب به مردم‌ و نه جرزن‌ها گفت: ان‌شاءالله موفق باشید!

3-جناب هاشمی! می‌دانم، نماز جمعه را نمی‌شود فرادی خواند. اما گاه هست که حج را با تمام عظمتش باید نیمه تمام رها کرد و راهی کربلا شد، اینکه نمازجمعه است!

حسین‌قدیانی: جیرجیرک‌ها حشرات عجیبی هستند؛ چند روز بیشتر عمر نمی‌کنند اما به اندازه یک موجود صدساله سروصدا دارند. در یک مزرعه برنج، رنج را برنج‌کاران می‌برند ولی جیرجیرک‌ها چنان با جیرجیر خود هیاهو می‌کنند که انگار، گنج دانه برنج با رنج ایشان حاصل شده است!

آدمی را هم قصه همین است؛ آنکه در مزرعه انقلاب کار می‌کند و فريب علف هرز را نمی‌خورد، فروتن است اما برخي همواره خود را طلبکار انقلاب می‌دانند. یکی‌شان را من با همین چشمان خود دیدم كه دم از موسوی، خاتمی، کروبی و یک چندتایی نقطه‌چین ناقابل(!) می‌زد و شعار می‌داد: «هاشمی، هاشمی! سکوت کنی، خائنی» ... نه، راه دوری نرو. پسر یکی از همین حضرات بود. آقازاده باشی و بعد مدعی باشی که این انقلاب برای ما چه کرده، از آن حرف‌هاست. حرف‌ها با هم زدیم: از این همه پیامبر، گشته بود جرجیس را انتخاب کرده بود. پدرش مدعی خط امام است و مرجع تقلید خودش شیخ ساده‌لوح! من حالا اصلا کاری به اثرات لقمه شبهه‌ناک ندارم؛ هرچند از هیچ و پوچ، سر از ویلای فرمانیه دربیاوری بی‌تاثیر نیست! البته این را منکر شد. می‌گفت: پدر من هم مثل «هاشمی» از قبل انقلاب وضعش خوب بوده است. این ادعا را من دست‌کم از زبان 10، 20 آقازاده شنیده‌ام. اغلب دروغ می‌گویند. دیوار حاشا بلند است اما دیگر نه اینقدر! در ثانی «حضرت روح‌الله» به چه کسانی با خطاب و عتاب می فرمودند: «یادتان نرود که شما را همین مردم از حجره‌های تنگ و از نداری‌ها و از فقر و زندان به این مقام رسانده‌اند». امام راحل ما مظهر صداقت بود. دروغ نگویید. از کوخ وارد کاخ شده‌اید و حالا دروغ‌های شاخ‌دار می‌گویید. جرم این است که تا خرخره خورده باشی و بعد مدعی باشی که این انقلاب برای ما هیچ کاری نکرده است. 



.: ادامه مطلب :.

نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/04/30|
ماجرای بادکنک "سبزی" که ترکید
موضوع:

مهدی عرفاتی در وبلاگ «کوچه صداقت» نوشته است:

دیروز تو خیابون»جمهوری اسلامی«سوار تاکسی شدم.

جلو، یه خانم با یه پسر بچه 6 - 5 ساله نشسته بودن و عقب هم من و یه آقای نسبتا مسن که دائما تو طول مسیر خواب بود و یه آقای جنتلمن  شیک پوش که یه مجله «انگلیسی» میخوند و البته آقای راننده که یه پیرمرد 70 - 60 ساله با ریشای سفید بود.

در حالیکه تو فکر انتخاب چندتا سوژه «غیرسیاسی» برای خبرگزاری بودم، یه اتفاق کاملا غیرسیاسی، رشته افکارمو پاره کرد.

اون خانم محترمی که به همراه فرزندش روی صندلی جلو نشسته بود، یه «بادکنک سبز رنگ » از کیفش درآورد و بعد از اینکه با چندتا فوت محکم، بادکنک رو کمی باد کرد، اونو به فرزند دلبندش داد.

اینکه چرا اون خانم محترم بدون مقدمه و بدون اینکه اون بچه گوگولی مگولی بهانه ای گرفته باشه، اون بادکنک رو بهش داد و باعث اتفاقات بعدی شد، هنوز برای من مبهمه، ولی چون معتقدم  همیشه اصل بر برائته، فرض رو بر این میگیرم که ایشالا نیت درستی داشته.

ماجرا درست از همین جا شروع شد؛

پسربچه که تا پیش از این آروم و سر به زیر بود، پس از ماجرای بادکنک، به تقلا و تکاپو افتاد و شروع کرد به باد کردن بادکنک سبز.

من از پشت، ماجرا رو به دقت و البته با نگاهی کاملا غیر سیاسی رصد می کردم؛ بادکنک که قبل از این توسط اون خانم محترم تا نیمی از ظرفیتش باد شده بود، الان دست اون آقاپسره بود و هر لحظه بزرگتر و بزرگتر می شد و البته من که در بادکنک بازی و بادبادک پروازی سررشته داشته و دارم، میدونستم که آخر این ماجرا به کجا میکشه!

بادکنک، هرلحظه بزرگتر می شد و البته رنگ سبزش کم رنگ تر و این از نظر قوانین فیزیکی یعنی اینکه بیش از حد ظرفیتش داره بهش باد اضافه میشه و این یعنی اینکه ضخامت پوسته بادکنک نازکتر میشه و نهایتا انفجار نزدیکه و باقی ماجرا...

آقای راننده که معلوم بود همه ماجرا رو زیر نظر داره، نگاهی همراه با لبخند به بچه کرد و گفت: «باباجون زیاد باد نکن، یهو میترکه ها

بچه آروم سابق و شر فعلی، بدون اینکه توجهی به راننده بکنه، نگاهی به مادرش کرد و به کارش ادامه داد.

راننده ریش سفید از توی آئینه به من نگاهی کرد و بدون اینکه چیزی بین ما رد و بدل بشه، هردو ادامه ماجرا رو حدس زدیم.

البته بجز ما(من و راننده) اون آقاهه که اول مطلب گفتم، همش خواب بود و اون یکی جنتلمنه هم دائم سرش تو اون مجله اینگلیسیه بود، البته گهگاهی از بالای عینک مطالعه‌ش ماجراها رو دنبال می کرد.

تو همین گیر و دارها، یهو صدا بلند ترکیدن بادکنک همه رو از جا کند؛ صدای ترکیدن بادکنک از یه طرف و صدای جیغ و فریاد و گریه بچه از طرف دیگه، فضای تاکسی رو «متشنج» کرد.

اون آقا مسنه که خواب بود، فکر کنم از همه بیشتر جا خورد و کم مونده بود سرش بخوره به سقف تاکسی. مادر بچه هم که از همه بیشتر به صحنه انفجار نزدیک بود، به دلیل موج انفجار، حسابی جا خورد. اون آقا خوش تیپه هم خیلی ترسید اما زودی خودشو جمع و جور کرد که کلاس کار حفظ بشه. موندیم من و آقای راننده که چون این اتفاق رو از قبل پیش بینی می کردیم، اصلا جانخوردیم.

یواش یواش داشتیم به میدون «حر» میرسیدیم که صدای جیغ مادر بچه بلند شد و فرزند دلبند رو از بغلش پرت کرد سمت داشبورد و کلی داد و بیداد که : «آقا لطفا نگه دارید ما همینجا پیاده می شیم، این بچه گَند خودشو خیس کرده... «

راننده لبخند دلنشینی زد و دستی به سر بچه کشید و گفت: خواهرم من عادت ندارم مسافرمو قبل از رسیدن به مقصد پیاده کنم، ماجرای خیس کردن بچه هم عیبی نداره شما خوتو ناراحت نکن...

«از تاکسی که پیاده شدم، با خودم گفتم : «زنده باد سوژه های غیرسیاسی»

 



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/04/28|
حاشیه های نمازجمعه دیروز به امامت آقای هاشمی
موضوع:

خبر1: در لیست غایبان بزرگ نمازجمعه دیروز نام محمد خاتمی بیش از همه به چشم می آمد.

تحلیلگرروزنامه اعتماد خیلی: بجز 2 یا 3 مسئولی که نتونسته بودند به این مراسم عظیم بیایند ( که اونها هم از طریق بی بی سی فارسی باماهمراه بودند) همه بودند و محمدخاتمی هم طبق معمول برا اینکه کلا آدم اهل شهرت و جنجالی نیست با چهره ای مبدل (شلوارلی و تی شرت استرج) درجمع جوانان ظاهرشده و پس از نطق چندجمله در باب آزادی سریعا مراسم رو برای شرکت در کنفرانس برلین و گفتگوی تمدنها عازم بیت آقای منتظری شد!

خبر2: تعدادی از شرکت کنندگان نمادهای انتخاباتی همراه داشتند.

تحلیلگراعتمادخیلی: میلیونها نفر از شرکت کنندگان در نماز جمعه که همگی از طرفداران موسوی بودند بانمادهای آزادی ازقبیل: چادر،مانتو،شلوار،کفش،ساعت ووو حضورداشتند و ضمنا بازهم از فائزه خانم به خاطر مانتوها تشکر میکنیم!

خبر3: برخی از نمازگزاران که ظاهرا نمازاولی بودند ، اصول نمازجمعه را ندانسته و حتی برخی نماز را به صورت مختلط (دختر و پسر باهم) اقامه کردند.

تحلیلگراعتمادخیلی: به پیشنهاد آقایان موسوی و کروبی قرار شد از سال آینده این روز به عنوان روز نماز اولی ها در تقویم ثبت شود حتی شور جوانان در حدی بود که عده ای نماز را به جای خانه کعبه به سمت خانه ی مهدی کروبی (همون که توش مستاجره)خوندند!.

خبر4: مهدی کروبی و هادی غفاری درهنگام خروج توسط افرادی ناشناس و به صورتی مشکوک مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

تحلیلگراعتمادخیلی: بازهم شاهد مظلومیت اصلاحات و شخص آقا مهدی بودیم، بازهم میگوئید اصلاحات خون میخواهد؟ این هم خون اونم از نوع o- تازه طبق بررسی های ما این کار به احتمال 60% کاربسیجی هاست چون قبل ازحمله ضارب یک چشمک به آقا مهدی زده و بعدش آقا مهدی جواب چشمک ضارب رو داده ، حتی قبل از حمله ، آقا مهدی درحال باز کردن درب قوطی رب گوجه بوده !

خبر5: حضور میرحسین بعداز20 سال در نماز جمعه.

تحلیلگراعتمادخیلی: مساله مهم اینجاست که باید قدر این فرصتهارو دونست چون هرکی میرحسین رو در نمازجمعه دید دید ، وگرنه رفت تا 20 سال دیگه!

خبر6: طرفداران میرحسین شعار مرگ برچین و مرگ برروسیه سر دادند.

تحلیلگراعتمادخیلی: تازه قراره چونکه اوکراین جزء شوروی سابق بوده و شوروی هم همون روسیه است از دفعه بعد مرگ بر اوکراین هم بگیم !

خبرآخر: یکی از فرزندان کروبی هنگام ورود غیر مجاز به جایگاه مسئولین باحراست درگیر شد.

تحلیلگراعتمادخیلی: منابع رسمی ما از اعتراض شهرام جزایری از برخورد مسئولین حراست با فرزند کروبی خبر داده و ظاهرا قرار ایشان برای دلجوئی از آقازاده کروبی مبلغ 300 میلیون برای ساخت جایگاه مخصوص ایشان تخصیص دهد ، ونکته دلخراش تر اینکه هنگام درگیری آقازاده بامسئولین مدام این سوال رو زمزمه میکرد که من شقد وقت دارم ، ایشون شقد وقت دارن؟!!

نویسنده: پلاک سرخ



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/04/27|
من به او رأي ميدهيم چون ...
موضوع:

آنجا که طرح 16 سال معطل مانده هدفمند کردن رایانه ها را روی میز کارش گذاشت ، همة نامحرمان مصلحت گرا به او گفتند : ( این طرح را شروع نکن ، فشار ناشی از شروع این طرح دامن تو را می گیرد و باعث می شود بد نامی اش برای تو بماند و دیگر رأی نیاوری ) و او درپاسخ به ضرورت تاریخی و اقتصادی این طرح اصرار نمود و گفت) : من آمده ام کار کنم نه این که رأی جمع کنم  ( .

آنجا طرح سهمیه بندی کردن بنزین و سوخت را شروع نمود و همه انذارش دادند ، او از به هدر رفتن سرمایه های ملی حرف زد و کارش را شروع نمود .

به او رأی می دهم چون با سفرهای استانی اش همه جای ایران را ، ایران دانست نه فقط تهران بزرگ را . اوکاری کرد که بعد از او ، انتظار ملت از رئیس جمهور بالا رفته و دیگر رئیس جمهورهای آتی نمیتوانند فقط در حصار تهران بمانند زیرا مردم ، دیگر رئیس جمهور پشت میز نشین با لبخند ملیح را نمی پسندند .

احمدی نژاد را نه تنها در ایران که حتی در میان مردم دنیا به جسارت و شجاعت و منطق و صبر می شناسند .

و چه چیز از این بهتر که :

خوشتر آن باشد که سرّ دلبران گفته آید درحدیث دیگران

به او رأی می دهم چون به ما یادآور شد انقلاب اسلامی ایران جسات و شجاعت یک ملت بود برای نه گفتن به غارتگران عالم . او یادمان آورد که برای حفظ استقلال و شرافتمان باید هزینه بدهیم ، همانگونه که در انقلاب و جنگ هزینه دادیم .او مانند امام به ما آموخت ملتی که جسارت و شجاعت ندارد ، شرف و آزادی ندارد .که  "هیهات منا الذِّله "

در عرصه های بین المللی حرف های معطل مانده انقلاب که زمانی فقط از حلقوم امام راحل جرأت ابزار شدن داشتند از حلقوم او شنیده شد . حمایت از مظلومان ، جعلی بودن ا سرائیل ، جعلی بودن هولوکاست .

شعارهایی که رفته رفته با مرور ایام و تفسیر دولت ها داشت تعدیل می شد و رنگ می باخت.

درست زمانی که حتی خود آمریکایی ها و اسرائیلی ها هم احساس کردند دیگر حنای خمینی رنگی ندارد ، احمدی نژاد آمد و چرت 16 ساله آنها را پاره کرد .

چرا نباید با او دشمنی کنند ، که او حال و هوای ایران را به سالهای دشمنی با ظالمان بازگرداند و هیهات منا الذّله را یادآوری کرد .

به او رأی می دهم چون جرأت پنجه افکنی با ابر قدرت های زورگوی به ظاهر انسان دوست را دارد و به هیج قیمتی منافع اسلام و ایران عزیز را معامله نمیکند و چوب حراج نمی زند .

به او رأی می دهم چون به ما آموخت اگر کوتاه بیایید و یک قدم عقب بروید آنها ده قدم جلو می آیند .

به او رأی می دهم چون به جای جواب دادن ، سؤال مطرح می کرد و به چالش می کشید و محاکمه می کرد . او آموخت به جای اینکه در زمین خودت دفاع کنی ، در زمین دشمن حمله کن تا او مشغول شود .

به او رأی می دهم چون بر خلاف تمام مدعیان علم سیاست که سالها مواضع انفعالی پیشه کردند ، او علم حمله در دیپلماسی را به ما آموخت و حرف از سیاست پویا زد .

به او رای میدهم چون برای بیان اعتقاداتش خجالت نمیکشد و ملاحظه جنگ سنت و مدرنیته را نمیکند . زیرا که معتقد است این آرمانها که تجلی اسلام عزیزند ، حق اند و او در اعماق قلبش به آنها معتقد است نه مثل دیپلماتهای آنکارد شده ی یقه بسته که تا آنجایی حرف دین و اصول انقلاب را میزنند که دل غربیها نرنجد .

به او رأی می دهم چون د ر اجلاس ژنو ، جبهه ای جدیدی درعرصه بین المللی باز نمود و حرفهایی زد که حتی تایمز و نیوزویک و الجزیره و آکشام و سی ان ان هم از او تجلیل کردند .

او مانند سایر مقامات دیپلماتیک ایران با لبخند و خضوع با دنیا روبرو نمی شود . بلکه ، با لبخند و جسارت و منطق با آنها روبرو می شود . او تئوری های پوسیده غربی را بلغور نمی کند و به خود آنها پس نمی دهد . او حرف از تغییر و تحول و منطق و عدالت می زد . به همین دلیل است که روشنفکران دنیا او را می پسندند .

شبکه اول تلویزیون روسیه گفت : ( سخنان احمدی نژاد مخاطبان فراوانی دارد و اظهاراتش جذاب و مورد توجه شرکت کنندگان و محافل سیاسی و خبری است . (

به او رأی می دهم چون با جسارت تمام از حقوق مظلومان و مستضعفان و مسلمانان دنیا در تریبون های بین المللی دفاع کرد . جاییکه حتی رهبران عربی دنیای اسلام ، سردر لاک خود فرو بردند ، او از حق و حقوق مسلمین دم زد . القدس العربی نوشت : ( احمدی نژاد در ژنو چیزی جز حقیقت نگفت . او معیارهای دو گانه غرب را به رسوایی کشاند و سخن حقی را بیان کرد که سران عرب جرئت و شجاعت بیان آن را نداشتند( .

به او رأی می دهم چون با جسارت تمام ادعاهای دروغین حمایت از آزادی و حقوق بشر را به خود غریبان نشان داد .

بینندگان انگلیسی سی ان ان در پایگاه اینترنتی این شبکه نوشتند : ( سخنان احمدی نژاد ، دو رویی دنیای غرب را نشان داد . ما در غرب همواره از آزادی بیان سخن به میان می آوریم ، ولی وقتی رئیس جمهور ایران میخواهد سخن بگوید ، آن را تحریم می کنیم (

به احمدی نژاد رأی می دهم چون جرأت بیان نام موعود ادیان و مصلح جهانی را در مجامع جهانی دارد ، زیرا به حضور و ظهورش با تمام وجود معتقد است .او از کسی نام میبرد که حتی روحانیون ما نیز در عرصه بین المللی جرئت بیانش را نداشتند .

آنجا که با اقتدار ، صحبتهایش را با این جمله آغاز مینماید :
بسم الله الرحمن الرحیم . اللهم عجل لولیک الفرج، و العافیه و النصر . و جعلنا من المستشهدین بین یدیه .



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/04/26|
حتما در کنکور امسال تقلب شده!!!
موضوع:

همزمان با اعلام رئیس سازمان سنجش کشورمبنی بر اعلام نتایج کنکورتا چندروز آینده عده ای از هم وطنان عزیزدرسراسرکشور(تجریش،قیطریه،ونک) پیشاپیش اول شدن خودرا جشن گرفتند.

به همین مناسبت خبرنگار روزنامه اعتمادخیلی ، خودرا به جمع این عزیزان رسانده تا مثل همیشه رسالت ذاتی خود را درجهت آزادی بیان وترویج اخلاق نمایان سازد!!

مصاحبه:

خبرنگار: لطفا پس از سلام نام ، رتبه ، ودلیل پیروزی خودرا بگوئید و آیادرکنکورتقلب نشده؟

نفراول: باسلام من شهرام هستم رتبه اول دررشته فلسفه و دلیلی برای پیروزی ندارم ، به نظرمن هم حتما تقلب شده و ضمنا قراره شب با بچه ها بریم فرحزاد!

خبرنگار: لطفا شما نام ، رتبه ، دلیل پیروزی رابگوئید و آیا در کنکورتقلب نشده؟

نفربعدی: من ترانه 15 سال دارم عضوجنبش دختران فیروزه ای تونستم در رشته کنکورنفر اول بشم وازفائزه خانم میخوام که مانتوهای بعدی کمی تنگ تر و کوتاه تر باشه ودلیل پیروزی ام هم اینه که من بچه تجریشم و چون تجریش بالای شهره پس من حتما اولم!

خبرنگار: لطفا نام ، رتبه ، دلیل پیروزی رابگوئید وآیا درکنکورتقلب نشده؟

نفربعدتر: به نام آزادی من بهرام هستم داداش شهرام و نفراول ادبیات ، من با طلاش و متالعه ی زیاد والگوبرداری از مهندس تونستم اول شم، به نظرمن هم حتما طغلب شده که به چنددلیل مهم اشاره میکنم:

اولا: مراقبان جلسه همگی ازسازمان سنجش بودن و کارت شناسائی داشتن!

دوما: درزمان برگزاری امتحان نمیزاشتن به برگه ی کناری نگاه کنیم!

سوما: دراوج خفقان و نقض حقوق بشر محل امتحان دختران از پسران جدا بود!

پس حتما طغلب شده و ضمنا ادب مرد به زه دولت اوست!

خبرنگار: نام ، رتبه ، دلیل پیروزی رابگوئید وآیا درکنکور تقلب نشده؟

نفر آخر: خاک برسرت من نن جون مهدی ام ، رتبه اول دکترای مهندسی حقوق هسته ای ، دلیل پیروزی ام هم اینه که مهدی از امام دست خط داره که از هرکی بخواد پول بگیره پس من اول هستم ، وحتما درکنکور تقلب شده چون مهدی از بین 4 نفر پنجم شده ، راستی ایشون شقد وقت دارن ، من شقد وقت دارم؟!!

نويسنده : پلاك سرخ



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/04/25|
لباس شخصی ها!
موضوع:

برگرفته شده از وبلاگ " حيرت "

یادم افتاد سال ۵۸ وقتی کمونیستها در میدان آزادی میتینگ گذاشتند و میدان آزادی مملو از "طرفداران جو زده" آنها شد و شعار "نان اسقلال و آزادی" هوا را منفجر می کرد عده ای "لباس شخصی" هم در میتینگ آزادی کتک می خوردند و زیر دست و پای "طرفداران جو زده" له می شدند.

یادم افتاد در روز ۱۴ اسفند ۵۹ وقتی بنی صدر  در زمین چمن دانشگاه به مسولین کشور  تهمت دروغ و ارتجاع و ... می زد عده ای "لباس شخصی" بوسیله دهها هزار نفر از "طرفداران جوزده" او کتک می خوردند و از دیوار های اطراف زمین چمن به پایین پرت می شدند.

یادم افتاد در سی ام خرداد  ۶۰ وقتی منافقین  با ده ها هزار نفر از  "طرفداران جو زده" ساعتها تهران را عرصه تهاجمات خونین خود قرار دادند عده ای "لباس شخصی" با تیغ های موکت بری ذبح گشته و تا دوسال بعد از آن هم لباس شخصی ها در کوچه و خیابان ترور شدند.(یکی از لباس شخصی های 1360)

یاد روز های اول جنگ افتادم که وقتی کشگرها ی مجهز و آموزش دیده عراق شهر های ایران را یکی بعد از دیگری اشغال می کردند و "طرفداران جو زده " صدام در  عراق و دیگر کشور های عربی جشن گرفته و هلهله می کردند سربازان عراقی "لباس شخصی ها" را در کوچه پس کوچه های خرشهر و سر پل ذهاب و ...   گیر می آوردند و تیر خلاص می زدند.

در تمامی نقاط عطف تاریخ انقلاب مردم هوشیار ما دلسوزانه حضور داشته اند .گاهی سریعتر و دقیقتر از مسئولین مشکلات را درک کرده و واکنش نشان داده اند .برای دفاع از انقلابشان نه منتظر اوامر سیاسیون بوده اند و نه تقاضای دستمزد و پاداش کرده اند.با مظلومیت و قلت وارد شده و چراغ راه دیگران گشته اند.البته گاهی هم در عمل دچار اشتباهاتی شده اند .اینها همان مردمی بودند که زمان جنگ امام و مسئولین امت شهید پرور خطابشان می کردند ولی وقتی در مقابل فتنه بعضی سیاسیون قرار گرفتند نامشان شد لباس شخصی!

انتخابات ۸۸ برگ دیگری از پرونده لباس شخصی ها ی جمهوری اسلامی را در حافظه تاریخی من جای داد. و البته دعا می کنم این آخرین برگ از پرونده "لباس شخصی ها " و البته " طرفداران جو زده" باشد.



نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/04/24|
از دفترچه خاطرات يك لباس شخصي!
موضوع:

 برگرفته شده از وبلاگ " ايران حامي "

آقای لاریجانی سلام، من يك لباس شخصي ام، از همون هايي  كه رفتن توي خانه بعضي ها كه به قول شما اسمشون مردم هست و به قول ما اغتشاش گر آدم كش .

 آقاي لاريجاني به من و امثال من ،شما و امثال آقاي باهنر  می گویید لباس شخصي، تا به حال به اين فكر كرده ايد كه شماها چرا به ما مي گوييد لباس شخصي. من فكر كرده ام چند تا دليل دارد ، یکی براي اينكه لباس هاي ما براي شخص خودمان است ، یعنی در واقع  ما از دسترنج مردم و پول نفت و معادن مس و روي و.... نرفتيم براي خودمان لباس بخريم .لباسهايمان براي خودمان است.

 دوم اينكه ما لباسي پوشيده ايم كه بيانگر شخصيت و روش و منش شخص خودمان است و نرفتيم لباس پزشكان يا روحانيون را بپوشيم .  لباس خودمان را پوشيده ايم و مثلا مثل شما و آقاي باهنر كه بعضي وقتها چفیه مي اندازيد گردنتان نرفتیم لباس ديگران را بپوشيم ، خوب اخر آقاي دكترشما خط مقدم بودي ،نه آخر تو كدوم محور و كدوم شب عمليات حضور داشتی برادر كه چفیه مي اندازي گردنت .



.: ادامه مطلب :.

نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/04/24|
بازخوانی نامه تاريخي و عبرت آموز حضرت امام(ره) به منتظري
موضوع:

نامه تاريخي امام(ره) به منتظري - ما كه هنوز در قيد حيات هستيم و مسائل جاري ايران را كه در پيش چشم همه ما به روشني اتفاق افتاده است، دنبال مي كنيم، فرصت طلبان و منفعت پيشگان را مي بينيم كه با قلم و بيان بدون هراس از هرگونه رسوايي، مسائل ديني و نهضت اسلامي را برخلاف واقع جلوه مي دهند / و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر...



.: ادامه مطلب :.

نوشته شده توسط : خاك | لينک ثابت |88/04/24|

آخرين مطالب
» بدهکاران دیروز مدعیان امروز
» ندا آقا سلطان ، شهيده ي ديروز ، قاتل و منافق امروز
» لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین(ع) است .
» استفاده از نماد شیطان پرستی در طرح محرم یکی ازسایت های معروف سبز
» تقدیم به آن که دوستش دارم.
» لیدر اصلی اغتشاشات در دانشگاه امیرکبیر هنگام فرار بالباس زنانه!!!
» جنازه ایی در بالای گنبد رسول الله
» باز شناسی انجمن حجتیه
» محسن مخملباف مثلاحزب اللهی دیروز اپوزوسیون امروز
» نقد سریال لاست
» یک روزخوب درنمایشگاه مطبوعات!
» افشای خاطرات میرحسین.م ازدوران جوانی!!!
» صدا و سيما به دنبال سقوط
» خائنین اینبار با چه لباسی خواهند گریخت؟
» امان از حماقت
» تولدت مبارك
» اعلامیه ترحیم شهیده بهاره کمنما!!!
» تحصن اعتراض آمیز کارمندان دفتر ریاست جمهوری !!!
» اصلاح طلبان از آرامش جامعه هراس دارند
» بچه ها بازی بسه !...ش ، بوس، لالا

درباره ي‏ ما



موضوعات سايت
» سیاسی » مذهبی » اجتماعی » فرهنگی
پيوند روزانه
دل نوشته های یک دوست
صدائی که رساست
یارسفرکرده
پسرشجاع
سیاه ست
مقالات حسین شریعتمداری
رسائی (نماینده مجلس)
واریته (گوناگون)
توپ تانک بسیجی!
حضور ميليوني سبزها در روز قدس
خدا جون دوستت دارم
والا پيامبر محمد (ص)

بلاگها!
نويسندگان سايت
خاك خاك
پيوند وبلاگ
» دفتر آيت الله العظمي وحيد خراساني » روز شمار محاكمه موسوي » راه عشق (درباره شهدا ) » مرغ عشق » عاشق خدا ( تک تیر انداز حزب الله ) » برای یاد آوری (بچه های جنگ ) » گلبرگ مغرور » خونه آقام كجاست ؟ » هیئت كلب الرقيه ( محفل اشک قم ) » مرگ بر ضد ولایت فقیه » ياران احمدي نژاد » ما مي توانيم » انجمن فارغ التحصيلان موسسه امام خميني (ره ) » اعلام القاصدین » يك كف دست آسمان » مُلك مهدي سلام الله عليه » روزشمارمحاکمه موسوی - مسدود شد » رواق مهر » روز شمار محاكمه موسوي » باز باران » نگرش نيوز » مسکین شیرازی » يادداشت هاي خاكستري » بدون مجوز(خبرنگارانقلابی) » فرزند شهيد » "نگاه از نزدیک(ویژه)" » یاداشت های خبری » مرکز استراتژیک Green Party Center » ما نیز سبزیم » گلستان » ئلنوشته های یک دوست
بهترين سيستم وبلاگ دهي
بلاگها!
آرشيو سايت
88/10/01 - 88/10/3088/09/01 - 88/09/3088/08/01 - 88/08/3088/07/01 - 88/07/3088/06/01 - 88/06/3188/05/01 - 88/05/3188/04/01 - 88/04/3188/03/01 - 88/03/3188/02/01 - 88/02/31
آمار و ارقام

**********

free counters