تبليغاتX
اسلام آنلاين

1-آقازاده باشی و بعد مدعی باشی که این انقلاب برای ما چه کرده، از آن حرف‌هاست

2-ملت غیرتی شد و ندا داد: «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند»... و آقای رفسنجانی این بار خطاب به مردم‌ و نه جرزن‌ها گفت: ان‌شاءالله موفق باشید!

3-جناب هاشمی! می‌دانم، نماز جمعه را نمی‌شود فرادی خواند. اما گاه هست که حج را با تمام عظمتش باید نیمه تمام رها کرد و راهی کربلا شد، اینکه نمازجمعه است!

حسین‌قدیانی: جیرجیرک‌ها حشرات عجیبی هستند؛ چند روز بیشتر عمر نمی‌کنند اما به اندازه یک موجود صدساله سروصدا دارند. در یک مزرعه برنج، رنج را برنج‌کاران می‌برند ولی جیرجیرک‌ها چنان با جیرجیر خود هیاهو می‌کنند که انگار، گنج دانه برنج با رنج ایشان حاصل شده است!

آدمی را هم قصه همین است؛ آنکه در مزرعه انقلاب کار می‌کند و فريب علف هرز را نمی‌خورد، فروتن است اما برخي همواره خود را طلبکار انقلاب می‌دانند. یکی‌شان را من با همین چشمان خود دیدم كه دم از موسوی، خاتمی، کروبی و یک چندتایی نقطه‌چین ناقابل(!) می‌زد و شعار می‌داد: «هاشمی، هاشمی! سکوت کنی، خائنی» ... نه، راه دوری نرو. پسر یکی از همین حضرات بود. آقازاده باشی و بعد مدعی باشی که این انقلاب برای ما چه کرده، از آن حرف‌هاست. حرف‌ها با هم زدیم: از این همه پیامبر، گشته بود جرجیس را انتخاب کرده بود. پدرش مدعی خط امام است و مرجع تقلید خودش شیخ ساده‌لوح! من حالا اصلا کاری به اثرات لقمه شبهه‌ناک ندارم؛ هرچند از هیچ و پوچ، سر از ویلای فرمانیه دربیاوری بی‌تاثیر نیست! البته این را منکر شد. می‌گفت: پدر من هم مثل «هاشمی» از قبل انقلاب وضعش خوب بوده است. این ادعا را من دست‌کم از زبان 10، 20 آقازاده شنیده‌ام. اغلب دروغ می‌گویند. دیوار حاشا بلند است اما دیگر نه اینقدر! در ثانی «حضرت روح‌الله» به چه کسانی با خطاب و عتاب می فرمودند: «یادتان نرود که شما را همین مردم از حجره‌های تنگ و از نداری‌ها و از فقر و زندان به این مقام رسانده‌اند». امام راحل ما مظهر صداقت بود. دروغ نگویید. از کوخ وارد کاخ شده‌اید و حالا دروغ‌های شاخ‌دار می‌گویید. جرم این است که تا خرخره خورده باشی و بعد مدعی باشی که این انقلاب برای ما هیچ کاری نکرده است. 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 88/04/30 توسط خاك |

مهدی عرفاتی در وبلاگ «کوچه صداقت» نوشته است:

دیروز تو خیابون»جمهوری اسلامی«سوار تاکسی شدم.

جلو، یه خانم با یه پسر بچه 6 - 5 ساله نشسته بودن و عقب هم من و یه آقای نسبتا مسن که دائما تو طول مسیر خواب بود و یه آقای جنتلمن  شیک پوش که یه مجله «انگلیسی» میخوند و البته آقای راننده که یه پیرمرد 70 - 60 ساله با ریشای سفید بود.

در حالیکه تو فکر انتخاب چندتا سوژه «غیرسیاسی» برای خبرگزاری بودم، یه اتفاق کاملا غیرسیاسی، رشته افکارمو پاره کرد.

اون خانم محترمی که به همراه فرزندش روی صندلی جلو نشسته بود، یه «بادکنک سبز رنگ » از کیفش درآورد و بعد از اینکه با چندتا فوت محکم، بادکنک رو کمی باد کرد، اونو به فرزند دلبندش داد.

اینکه چرا اون خانم محترم بدون مقدمه و بدون اینکه اون بچه گوگولی مگولی بهانه ای گرفته باشه، اون بادکنک رو بهش داد و باعث اتفاقات بعدی شد، هنوز برای من مبهمه، ولی چون معتقدم  همیشه اصل بر برائته، فرض رو بر این میگیرم که ایشالا نیت درستی داشته.

ماجرا درست از همین جا شروع شد؛

پسربچه که تا پیش از این آروم و سر به زیر بود، پس از ماجرای بادکنک، به تقلا و تکاپو افتاد و شروع کرد به باد کردن بادکنک سبز.

من از پشت، ماجرا رو به دقت و البته با نگاهی کاملا غیر سیاسی رصد می کردم؛ بادکنک که قبل از این توسط اون خانم محترم تا نیمی از ظرفیتش باد شده بود، الان دست اون آقاپسره بود و هر لحظه بزرگتر و بزرگتر می شد و البته من که در بادکنک بازی و بادبادک پروازی سررشته داشته و دارم، میدونستم که آخر این ماجرا به کجا میکشه!

بادکنک، هرلحظه بزرگتر می شد و البته رنگ سبزش کم رنگ تر و این از نظر قوانین فیزیکی یعنی اینکه بیش از حد ظرفیتش داره بهش باد اضافه میشه و این یعنی اینکه ضخامت پوسته بادکنک نازکتر میشه و نهایتا انفجار نزدیکه و باقی ماجرا...

آقای راننده که معلوم بود همه ماجرا رو زیر نظر داره، نگاهی همراه با لبخند به بچه کرد و گفت: «باباجون زیاد باد نکن، یهو میترکه ها

بچه آروم سابق و شر فعلی، بدون اینکه توجهی به راننده بکنه، نگاهی به مادرش کرد و به کارش ادامه داد.

راننده ریش سفید از توی آئینه به من نگاهی کرد و بدون اینکه چیزی بین ما رد و بدل بشه، هردو ادامه ماجرا رو حدس زدیم.

البته بجز ما(من و راننده) اون آقاهه که اول مطلب گفتم، همش خواب بود و اون یکی جنتلمنه هم دائم سرش تو اون مجله اینگلیسیه بود، البته گهگاهی از بالای عینک مطالعه‌ش ماجراها رو دنبال می کرد.

تو همین گیر و دارها، یهو صدا بلند ترکیدن بادکنک همه رو از جا کند؛ صدای ترکیدن بادکنک از یه طرف و صدای جیغ و فریاد و گریه بچه از طرف دیگه، فضای تاکسی رو «متشنج» کرد.

اون آقا مسنه که خواب بود، فکر کنم از همه بیشتر جا خورد و کم مونده بود سرش بخوره به سقف تاکسی. مادر بچه هم که از همه بیشتر به صحنه انفجار نزدیک بود، به دلیل موج انفجار، حسابی جا خورد. اون آقا خوش تیپه هم خیلی ترسید اما زودی خودشو جمع و جور کرد که کلاس کار حفظ بشه. موندیم من و آقای راننده که چون این اتفاق رو از قبل پیش بینی می کردیم، اصلا جانخوردیم.

یواش یواش داشتیم به میدون «حر» میرسیدیم که صدای جیغ مادر بچه بلند شد و فرزند دلبند رو از بغلش پرت کرد سمت داشبورد و کلی داد و بیداد که : «آقا لطفا نگه دارید ما همینجا پیاده می شیم، این بچه گَند خودشو خیس کرده... «

راننده لبخند دلنشینی زد و دستی به سر بچه کشید و گفت: خواهرم من عادت ندارم مسافرمو قبل از رسیدن به مقصد پیاده کنم، ماجرای خیس کردن بچه هم عیبی نداره شما خوتو ناراحت نکن...

«از تاکسی که پیاده شدم، با خودم گفتم : «زنده باد سوژه های غیرسیاسی»

 

نگارش در تاريخ 88/04/28 توسط خاك |

خبر1: در لیست غایبان بزرگ نمازجمعه دیروز نام محمد خاتمی بیش از همه به چشم می آمد.

تحلیلگرروزنامه اعتماد خیلی: بجز 2 یا 3 مسئولی که نتونسته بودند به این مراسم عظیم بیایند ( که اونها هم از طریق بی بی سی فارسی باماهمراه بودند) همه بودند و محمدخاتمی هم طبق معمول برا اینکه کلا آدم اهل شهرت و جنجالی نیست با چهره ای مبدل (شلوارلی و تی شرت استرج) درجمع جوانان ظاهرشده و پس از نطق چندجمله در باب آزادی سریعا مراسم رو برای شرکت در کنفرانس برلین و گفتگوی تمدنها عازم بیت آقای منتظری شد!

خبر2: تعدادی از شرکت کنندگان نمادهای انتخاباتی همراه داشتند.

تحلیلگراعتمادخیلی: میلیونها نفر از شرکت کنندگان در نماز جمعه که همگی از طرفداران موسوی بودند بانمادهای آزادی ازقبیل: چادر،مانتو،شلوار،کفش،ساعت ووو حضورداشتند و ضمنا بازهم از فائزه خانم به خاطر مانتوها تشکر میکنیم!

خبر3: برخی از نمازگزاران که ظاهرا نمازاولی بودند ، اصول نمازجمعه را ندانسته و حتی برخی نماز را به صورت مختلط (دختر و پسر باهم) اقامه کردند.

تحلیلگراعتمادخیلی: به پیشنهاد آقایان موسوی و کروبی قرار شد از سال آینده این روز به عنوان روز نماز اولی ها در تقویم ثبت شود حتی شور جوانان در حدی بود که عده ای نماز را به جای خانه کعبه به سمت خانه ی مهدی کروبی (همون که توش مستاجره)خوندند!.

خبر4: مهدی کروبی و هادی غفاری درهنگام خروج توسط افرادی ناشناس و به صورتی مشکوک مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

تحلیلگراعتمادخیلی: بازهم شاهد مظلومیت اصلاحات و شخص آقا مهدی بودیم، بازهم میگوئید اصلاحات خون میخواهد؟ این هم خون اونم از نوع o- تازه طبق بررسی های ما این کار به احتمال 60% کاربسیجی هاست چون قبل ازحمله ضارب یک چشمک به آقا مهدی زده و بعدش آقا مهدی جواب چشمک ضارب رو داده ، حتی قبل از حمله ، آقا مهدی درحال باز کردن درب قوطی رب گوجه بوده !

خبر5: حضور میرحسین بعداز20 سال در نماز جمعه.

تحلیلگراعتمادخیلی: مساله مهم اینجاست که باید قدر این فرصتهارو دونست چون هرکی میرحسین رو در نمازجمعه دید دید ، وگرنه رفت تا 20 سال دیگه!

خبر6: طرفداران میرحسین شعار مرگ برچین و مرگ برروسیه سر دادند.

تحلیلگراعتمادخیلی: تازه قراره چونکه اوکراین جزء شوروی سابق بوده و شوروی هم همون روسیه است از دفعه بعد مرگ بر اوکراین هم بگیم !

خبرآخر: یکی از فرزندان کروبی هنگام ورود غیر مجاز به جایگاه مسئولین باحراست درگیر شد.

تحلیلگراعتمادخیلی: منابع رسمی ما از اعتراض شهرام جزایری از برخورد مسئولین حراست با فرزند کروبی خبر داده و ظاهرا قرار ایشان برای دلجوئی از آقازاده کروبی مبلغ 300 میلیون برای ساخت جایگاه مخصوص ایشان تخصیص دهد ، ونکته دلخراش تر اینکه هنگام درگیری آقازاده بامسئولین مدام این سوال رو زمزمه میکرد که من شقد وقت دارم ، ایشون شقد وقت دارن؟!!

نویسنده: پلاک سرخ

نگارش در تاريخ 88/04/27 توسط خاك |

آنجا که طرح 16 سال معطل مانده هدفمند کردن رایانه ها را روی میز کارش گذاشت ، همة نامحرمان مصلحت گرا به او گفتند : ( این طرح را شروع نکن ، فشار ناشی از شروع این طرح دامن تو را می گیرد و باعث می شود بد نامی اش برای تو بماند و دیگر رأی نیاوری ) و او درپاسخ به ضرورت تاریخی و اقتصادی این طرح اصرار نمود و گفت) : من آمده ام کار کنم نه این که رأی جمع کنم  ( .

آنجا طرح سهمیه بندی کردن بنزین و سوخت را شروع نمود و همه انذارش دادند ، او از به هدر رفتن سرمایه های ملی حرف زد و کارش را شروع نمود .

به او رأی می دهم چون با سفرهای استانی اش همه جای ایران را ، ایران دانست نه فقط تهران بزرگ را . اوکاری کرد که بعد از او ، انتظار ملت از رئیس جمهور بالا رفته و دیگر رئیس جمهورهای آتی نمیتوانند فقط در حصار تهران بمانند زیرا مردم ، دیگر رئیس جمهور پشت میز نشین با لبخند ملیح را نمی پسندند .

احمدی نژاد را نه تنها در ایران که حتی در میان مردم دنیا به جسارت و شجاعت و منطق و صبر می شناسند .

و چه چیز از این بهتر که :

خوشتر آن باشد که سرّ دلبران گفته آید درحدیث دیگران

به او رأی می دهم چون به ما یادآور شد انقلاب اسلامی ایران جسات و شجاعت یک ملت بود برای نه گفتن به غارتگران عالم . او یادمان آورد که برای حفظ استقلال و شرافتمان باید هزینه بدهیم ، همانگونه که در انقلاب و جنگ هزینه دادیم .او مانند امام به ما آموخت ملتی که جسارت و شجاعت ندارد ، شرف و آزادی ندارد .که  "هیهات منا الذِّله "

در عرصه های بین المللی حرف های معطل مانده انقلاب که زمانی فقط از حلقوم امام راحل جرأت ابزار شدن داشتند از حلقوم او شنیده شد . حمایت از مظلومان ، جعلی بودن ا سرائیل ، جعلی بودن هولوکاست .

شعارهایی که رفته رفته با مرور ایام و تفسیر دولت ها داشت تعدیل می شد و رنگ می باخت.

درست زمانی که حتی خود آمریکایی ها و اسرائیلی ها هم احساس کردند دیگر حنای خمینی رنگی ندارد ، احمدی نژاد آمد و چرت 16 ساله آنها را پاره کرد .

چرا نباید با او دشمنی کنند ، که او حال و هوای ایران را به سالهای دشمنی با ظالمان بازگرداند و هیهات منا الذّله را یادآوری کرد .

به او رأی می دهم چون جرأت پنجه افکنی با ابر قدرت های زورگوی به ظاهر انسان دوست را دارد و به هیج قیمتی منافع اسلام و ایران عزیز را معامله نمیکند و چوب حراج نمی زند .

به او رأی می دهم چون به ما آموخت اگر کوتاه بیایید و یک قدم عقب بروید آنها ده قدم جلو می آیند .

به او رأی می دهم چون به جای جواب دادن ، سؤال مطرح می کرد و به چالش می کشید و محاکمه می کرد . او آموخت به جای اینکه در زمین خودت دفاع کنی ، در زمین دشمن حمله کن تا او مشغول شود .

به او رأی می دهم چون بر خلاف تمام مدعیان علم سیاست که سالها مواضع انفعالی پیشه کردند ، او علم حمله در دیپلماسی را به ما آموخت و حرف از سیاست پویا زد .

به او رای میدهم چون برای بیان اعتقاداتش خجالت نمیکشد و ملاحظه جنگ سنت و مدرنیته را نمیکند . زیرا که معتقد است این آرمانها که تجلی اسلام عزیزند ، حق اند و او در اعماق قلبش به آنها معتقد است نه مثل دیپلماتهای آنکارد شده ی یقه بسته که تا آنجایی حرف دین و اصول انقلاب را میزنند که دل غربیها نرنجد .

به او رأی می دهم چون د ر اجلاس ژنو ، جبهه ای جدیدی درعرصه بین المللی باز نمود و حرفهایی زد که حتی تایمز و نیوزویک و الجزیره و آکشام و سی ان ان هم از او تجلیل کردند .

او مانند سایر مقامات دیپلماتیک ایران با لبخند و خضوع با دنیا روبرو نمی شود . بلکه ، با لبخند و جسارت و منطق با آنها روبرو می شود . او تئوری های پوسیده غربی را بلغور نمی کند و به خود آنها پس نمی دهد . او حرف از تغییر و تحول و منطق و عدالت می زد . به همین دلیل است که روشنفکران دنیا او را می پسندند .

شبکه اول تلویزیون روسیه گفت : ( سخنان احمدی نژاد مخاطبان فراوانی دارد و اظهاراتش جذاب و مورد توجه شرکت کنندگان و محافل سیاسی و خبری است . (

به او رأی می دهم چون با جسارت تمام از حقوق مظلومان و مستضعفان و مسلمانان دنیا در تریبون های بین المللی دفاع کرد . جاییکه حتی رهبران عربی دنیای اسلام ، سردر لاک خود فرو بردند ، او از حق و حقوق مسلمین دم زد . القدس العربی نوشت : ( احمدی نژاد در ژنو چیزی جز حقیقت نگفت . او معیارهای دو گانه غرب را به رسوایی کشاند و سخن حقی را بیان کرد که سران عرب جرئت و شجاعت بیان آن را نداشتند( .

به او رأی می دهم چون با جسارت تمام ادعاهای دروغین حمایت از آزادی و حقوق بشر را به خود غریبان نشان داد .

بینندگان انگلیسی سی ان ان در پایگاه اینترنتی این شبکه نوشتند : ( سخنان احمدی نژاد ، دو رویی دنیای غرب را نشان داد . ما در غرب همواره از آزادی بیان سخن به میان می آوریم ، ولی وقتی رئیس جمهور ایران میخواهد سخن بگوید ، آن را تحریم می کنیم (

به احمدی نژاد رأی می دهم چون جرأت بیان نام موعود ادیان و مصلح جهانی را در مجامع جهانی دارد ، زیرا به حضور و ظهورش با تمام وجود معتقد است .او از کسی نام میبرد که حتی روحانیون ما نیز در عرصه بین المللی جرئت بیانش را نداشتند .

آنجا که با اقتدار ، صحبتهایش را با این جمله آغاز مینماید :
بسم الله الرحمن الرحیم . اللهم عجل لولیک الفرج، و العافیه و النصر . و جعلنا من المستشهدین بین یدیه .

نگارش در تاريخ 88/04/26 توسط خاك |

همزمان با اعلام رئیس سازمان سنجش کشورمبنی بر اعلام نتایج کنکورتا چندروز آینده عده ای از هم وطنان عزیزدرسراسرکشور(تجریش،قیطریه،ونک) پیشاپیش اول شدن خودرا جشن گرفتند.

به همین مناسبت خبرنگار روزنامه اعتمادخیلی ، خودرا به جمع این عزیزان رسانده تا مثل همیشه رسالت ذاتی خود را درجهت آزادی بیان وترویج اخلاق نمایان سازد!!

مصاحبه:

خبرنگار: لطفا پس از سلام نام ، رتبه ، ودلیل پیروزی خودرا بگوئید و آیادرکنکورتقلب نشده؟

نفراول: باسلام من شهرام هستم رتبه اول دررشته فلسفه و دلیلی برای پیروزی ندارم ، به نظرمن هم حتما تقلب شده و ضمنا قراره شب با بچه ها بریم فرحزاد!

خبرنگار: لطفا شما نام ، رتبه ، دلیل پیروزی رابگوئید و آیا در کنکورتقلب نشده؟

نفربعدی: من ترانه 15 سال دارم عضوجنبش دختران فیروزه ای تونستم در رشته کنکورنفر اول بشم وازفائزه خانم میخوام که مانتوهای بعدی کمی تنگ تر و کوتاه تر باشه ودلیل پیروزی ام هم اینه که من بچه تجریشم و چون تجریش بالای شهره پس من حتما اولم!

خبرنگار: لطفا نام ، رتبه ، دلیل پیروزی رابگوئید وآیا درکنکورتقلب نشده؟

نفربعدتر: به نام آزادی من بهرام هستم داداش شهرام و نفراول ادبیات ، من با طلاش و متالعه ی زیاد والگوبرداری از مهندس تونستم اول شم، به نظرمن هم حتما طغلب شده که به چنددلیل مهم اشاره میکنم:

اولا: مراقبان جلسه همگی ازسازمان سنجش بودن و کارت شناسائی داشتن!

دوما: درزمان برگزاری امتحان نمیزاشتن به برگه ی کناری نگاه کنیم!

سوما: دراوج خفقان و نقض حقوق بشر محل امتحان دختران از پسران جدا بود!

پس حتما طغلب شده و ضمنا ادب مرد به زه دولت اوست!

خبرنگار: نام ، رتبه ، دلیل پیروزی رابگوئید وآیا درکنکور تقلب نشده؟

نفر آخر: خاک برسرت من نن جون مهدی ام ، رتبه اول دکترای مهندسی حقوق هسته ای ، دلیل پیروزی ام هم اینه که مهدی از امام دست خط داره که از هرکی بخواد پول بگیره پس من اول هستم ، وحتما درکنکور تقلب شده چون مهدی از بین 4 نفر پنجم شده ، راستی ایشون شقد وقت دارن ، من شقد وقت دارم؟!!

نويسنده : پلاك سرخ

نگارش در تاريخ 88/04/25 توسط خاك |

برگرفته شده از وبلاگ " حيرت "

یادم افتاد سال ۵۸ وقتی کمونیستها در میدان آزادی میتینگ گذاشتند و میدان آزادی مملو از "طرفداران جو زده" آنها شد و شعار "نان اسقلال و آزادی" هوا را منفجر می کرد عده ای "لباس شخصی" هم در میتینگ آزادی کتک می خوردند و زیر دست و پای "طرفداران جو زده" له می شدند.

یادم افتاد در روز ۱۴ اسفند ۵۹ وقتی بنی صدر  در زمین چمن دانشگاه به مسولین کشور  تهمت دروغ و ارتجاع و ... می زد عده ای "لباس شخصی" بوسیله دهها هزار نفر از "طرفداران جوزده" او کتک می خوردند و از دیوار های اطراف زمین چمن به پایین پرت می شدند.

یادم افتاد در سی ام خرداد  ۶۰ وقتی منافقین  با ده ها هزار نفر از  "طرفداران جو زده" ساعتها تهران را عرصه تهاجمات خونین خود قرار دادند عده ای "لباس شخصی" با تیغ های موکت بری ذبح گشته و تا دوسال بعد از آن هم لباس شخصی ها در کوچه و خیابان ترور شدند.(یکی از لباس شخصی های 1360)

یاد روز های اول جنگ افتادم که وقتی کشگرها ی مجهز و آموزش دیده عراق شهر های ایران را یکی بعد از دیگری اشغال می کردند و "طرفداران جو زده " صدام در  عراق و دیگر کشور های عربی جشن گرفته و هلهله می کردند سربازان عراقی "لباس شخصی ها" را در کوچه پس کوچه های خرشهر و سر پل ذهاب و ...   گیر می آوردند و تیر خلاص می زدند.

در تمامی نقاط عطف تاریخ انقلاب مردم هوشیار ما دلسوزانه حضور داشته اند .گاهی سریعتر و دقیقتر از مسئولین مشکلات را درک کرده و واکنش نشان داده اند .برای دفاع از انقلابشان نه منتظر اوامر سیاسیون بوده اند و نه تقاضای دستمزد و پاداش کرده اند.با مظلومیت و قلت وارد شده و چراغ راه دیگران گشته اند.البته گاهی هم در عمل دچار اشتباهاتی شده اند .اینها همان مردمی بودند که زمان جنگ امام و مسئولین امت شهید پرور خطابشان می کردند ولی وقتی در مقابل فتنه بعضی سیاسیون قرار گرفتند نامشان شد لباس شخصی!

انتخابات ۸۸ برگ دیگری از پرونده لباس شخصی ها ی جمهوری اسلامی را در حافظه تاریخی من جای داد. و البته دعا می کنم این آخرین برگ از پرونده "لباس شخصی ها " و البته " طرفداران جو زده" باشد.

نگارش در تاريخ 88/04/24 توسط خاك |

 برگرفته شده از وبلاگ " ايران حامي "

آقای لاریجانی سلام، من يك لباس شخصي ام، از همون هايي  كه رفتن توي خانه بعضي ها كه به قول شما اسمشون مردم هست و به قول ما اغتشاش گر آدم كش .

 آقاي لاريجاني به من و امثال من ،شما و امثال آقاي باهنر  می گویید لباس شخصي، تا به حال به اين فكر كرده ايد كه شماها چرا به ما مي گوييد لباس شخصي. من فكر كرده ام چند تا دليل دارد ، یکی براي اينكه لباس هاي ما براي شخص خودمان است ، یعنی در واقع  ما از دسترنج مردم و پول نفت و معادن مس و روي و.... نرفتيم براي خودمان لباس بخريم .لباسهايمان براي خودمان است.

 دوم اينكه ما لباسي پوشيده ايم كه بيانگر شخصيت و روش و منش شخص خودمان است و نرفتيم لباس پزشكان يا روحانيون را بپوشيم .  لباس خودمان را پوشيده ايم و مثلا مثل شما و آقاي باهنر كه بعضي وقتها چفیه مي اندازيد گردنتان نرفتیم لباس ديگران را بپوشيم ، خوب اخر آقاي دكترشما خط مقدم بودي ،نه آخر تو كدوم محور و كدوم شب عمليات حضور داشتی برادر كه چفیه مي اندازي گردنت .


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 88/04/24 توسط خاك |

نامه تاريخي امام(ره) به منتظري - ما كه هنوز در قيد حيات هستيم و مسائل جاري ايران را كه در پيش چشم همه ما به روشني اتفاق افتاده است، دنبال مي كنيم، فرصت طلبان و منفعت پيشگان را مي بينيم كه با قلم و بيان بدون هراس از هرگونه رسوايي، مسائل ديني و نهضت اسلامي را برخلاف واقع جلوه مي دهند / و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر...


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 88/04/24 توسط خاك |

بازخواني سناريوي كوي دانشگاه تهران

حماسه ماندگاري كه آحاد ملت ايران در بيست و سوم تير 1378 خلق كردند،بازيگران داخلي و بين المللي را كه چشم اميد به حوادث 18 تير و سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ايران دوخته بودند آنچنان كور كرد كه سكوتي مرگبار آنان را فراگرفت.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 88/04/22 توسط خاك |

احسان محمودپور

حرف‌هایت به طفلان حسودی می‌ماند که القضا در بازی، شکست هم خورده‌ است و حالا در جستجوی راهی برای جبران کمبودهای شخصیتی خود، به پدر هم‌بازی‌ها ناسزا می‌گوید که "اصلاً من و طایفه‌ام هم‌جنس شماها نیستیم!"

آهای! هادی غفاری! من یک نسل سومی هستم. برخلاف برخی از نسل اول و دوم، انقلاب را نه با آدم‌هایش که با مبانی و آرمان‌هایش شناختم؛ و با سیره‌ی علمی و عملی رهبر آسمانی‌اش (آن هم نه از روی خاطرات متزاحم و شاید متناقض! بلکه از درون سطر به سطر صحیفه‌ی نورانی‌اش و از لابه‌لای کتاب‌های الهی‌اش).

من یک نسل سومی هستم. پیوند یک نسل سومی با عالم و آدم، فقط و فقط بر اساس عقیده است و آرمان. این یعنی با هیچ کس عقد اخوت نبسته‌ است و نسبت به هیچ کس هم احساس سمپاتی ندارد! و نیز به خود باورانده است که انقلاب، اگرچه نمایی بیرونی نیز دارد اما همواره انقلاب درون است. یعنی تا زمانی تداوم دارد که جانی شوریده و سرشار از شعور داشته باشی و زمانی استحاله می‌شود که حتی یک بند بر دست و پای وجود باطنی‌ات ببندی. چه چند روز بعد از به ثمر نشستن انقلاب در بیرون باشد، یا چند ماه و یا چند سال! شرحش را شاید برایت بگویم. خطاب این محاجه هم البته تو نیستی بلکه تمام آن‌هایی هستند که شبیه آن‌چه تو در سر داری، توهماتی در سر دارند.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 88/04/20 توسط خاك |

سید مصطفی میرمحمدی

دعوا سر تقلب در انتخابات نیست؛ این زخم، کهنه‌تر از این حرفهاست، چرک و عفونت‌هایی که از لای این زخم خارج شدند، قدمتی 20 ساله دارند، به وسعت سکوت میرحسین موسوی، به تعداد سال‌هایی که از هجرت روح فرسای روح خدا (قدس سره) گذشت و دقیقاً به اندازه ثانیه‌هایی که ردای ولایت و زعامت قوم بر قامت آن سلاله پاک پیامبر اعظم(ص) و امام حسین(ع)، نهاده شد و چه اسم با مسمایی دارد این ولی؛ "سیدعلی"!

علی(ع)، آیه و علامتی پرمعناست. در دل این واژه 3 حرفی چه جاذبه و دافعه‌هایی که وجود ندارد؛ از سلمان فارسی و مالک اشتر و عمار یاسر گرفته تا...؛ تا زبیر بن عوام و طلحه بن عبدالله و عایشه و...


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 88/04/20 توسط خاك |

حق ببین حق بگو:

 وقتی حرف های آیت الله !! هاشمی رو از تلوزیون گوش می کردم مردی!! رو دیدم که از طرفی ترس از این داشت که با گفتن همه حرفهای دلش (حرف دل آمریکا ، اسرائیل، خوارج  و مالکان قدرت و ثروت و...) آبروی رفتش بیشتر بره  که به همین دلیل خیلی در لفافه سخن گفت و از طرفی با خیال و توهم به دست گرفتن قدرت (درمملکت امام زمان (عج)!!) گاهی به خودش اجازه میداد پا از گلیمش دراز کنه و حرف هایی رو که ماهیت واقعی اون رو نشون میداد بزنه .

 اما آقای هاشمی :

انجام تمامی فعالیت های شما در دوران انقلاب و قبل از آن شما را صاحب حقی از نظام و انقلاب و ثروت های مملکت نمیکند و تمام زحمات شما اگر برای رضای خداوند بوده باشد در همان محضر محفوظ است.

 

کلامی از امام آینده نگر ما:                           ملاک حال فعلی افراد است.

 

آقای هاشمی اگر شما چند سال در راه انقلاب!؟ زندانی و شکنجه شده اید هزاران هزار آزاده ما دهها یال زندانی و شکنجه شده اند اگر شما جانبازی کرده باشید !؟؟ ما هزاران هزار جانباز بالای 70% ، شیمیایی ، قطع نخاع ، موجی و ...داریم .( از جان ارزشمند تر چه چیز؟) و ما هزاران هزار شهید مخلص در راه حق داشته ایم .که اکر کسی حقی داشته یاشد اینانند .

برداشت :

 با توجه به تمامی این حقابق هرچند که از نیات گذشته شما بی اطلاعبم شاید برداشتمان این باشد گه شما تمام این رنجها را جز برای به قدرت رسیدن خود و خانواده خود تحمل نکرده اید و یا اینکه به ابن نتیجه رسیده ابد که مشقت بس است و دوران فیض و استفاده فرا رسیده که در این صورت باید دم ازرائیل رو ببینبد .

 شما را به خدا از شهیدان سخن مگویید که اینها برای حفظ ناموس و شرف و حفظ ارزشها شهبد شدند و شما برای رسیدن به قدرت و جلب حمایت ثروت مداران تمام آنها را از بین بردید !؟!

حرف آخر:

 شما و ریش سفیدان نظام آکاه باشید که آرزوی موروثی کردن قدرت در خانواده های خود را به گور خواهید برد .

 

                                                تازنده ایم رزمنده ایم

نويسنده : رزمنده

نگارش در تاريخ 88/04/20 توسط خاك |

با راهیابی لاریجانی به مجلس شورای اسلامی گویی جان تازه ای به او بخشیده شد و "هوای تازه"پیدا كرد تا ارام آرام سناریوی تلافی اختلافات گذشته ی خود با دكتر احمدی نژاد را طراحی كند، در جریان انتخابات هم لاریجانی با حمایت های معنوی از موسوی نیز این روش را در پیش گرفت و بعد از انتخابات هم در گفتگوی خبری مواضع وی اصلا در حد ریاست مجلس نبود


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 88/04/20 توسط خاك |
حسين شريعتمداري - آقاي هاشمي رفسنجاني اگرچه به عنوان يك سياستمدار هوشمند شناخته مي شوند ولي متاسفانه و با عرض پوزش در خطبه هاي ديروز نمازجمعه ايشان برخلاف انتظار، از اين ويژگي آقاي رفسنجاني نشانه چنداني ديده نمي شد! ايشان تقريباً هرجا سخن از انتخابات اخير بر زبان آوردند، همان ادعاهاي بي دليل و غيرمنطقي كساني را تكرار كردند كه نه فقط هيچ نشانه، شاهد، قرينه و سندي براي اثبات آن ندارند، بلكه به ...
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 88/04/17 توسط خاك |

پس از نماز جمعه روز گذشته هاشمى رفسنجانى، نزديكان وى بشدت دچار سرخوردگى شده اند. برخى نزديكان آقاى هاشمى مدعى بودند با فراخوان رسانه ها و ميرحسين موسوى، در روز جمعه جمعيت ميليونى  حاضر خواهند شد اما برگزارى يك نمازجمعه معمولى با حضور تعداد اندكى از حاميان موسوى باعث آشفتگى آنها شد. بنابراين گزارش اين نزديكان آقاى هاشمى مدعى بودند در نماز جمعه روز جمعه جمعيت ۲ ميليونى  حاضر خواهند شد. اما حضور محدود مردم كه حتى به ميدان فلسطين هم نرسيد باعث آشفتگى آنها شد.

يكى از نزديكان هاشمى كه نسبت به فراخوان منتقد بوده، گفته است:  اشتباه بزرگ ما آوردن سبزها به نماز جمعه بود. اينها كه نمازخوان نيستند. هفته هاى آينده كه به نماز نمى روند و ديگر كسى پشت حاج آقا نماز نمى خواند.» گفتنى است جريان حامى ميرحسين به رهبرى برخى نزديكان هاشمى در چند وقت اخير در نظر داشتند با آوردن جمعيتى ميليونى به خيابان ها يك رقم قابل توجهى را براى خود ثبت كنند كه البته با همه تمهيداتى كه انديشيدند نتوانستند به اين امر كه با هدف فشار به نظام صورت مى گرفت دست پيدا كنند

نگارش در تاريخ 88/04/17 توسط خاك |

وبلاگ « بيا تا برويم» / محمد رضا باقري

خواندن تاریخ خیلی چیز ها را روشن می کند"، این را بارها شنیده ایم، اما اکنون نیاز به مطالعه تاریخ بیش از هر زمان دیگری است.

تاریخ صدر اسلام را که می خوانی می بینی عده ای آمدند و با پیامبر همراه شدند، خواسته و ناخواسته بعد از وی، حق وصی او را غصب کردند و به وی افترا بستند. شاید اگر شهادت روشنگرانه مولایمان نبود هنوز هم بودند کسانی که امیرالمومنین را در قنوت نمازشان لعن می کردند تا ثواب بیشتری ببرند!

حرف و حدیث پیامبر را ابوهریره می زد و ابراز می داشت که نبی خدا فرموده هر که علی را دشنام دهد با من در بهشت قرین خواهد بود.

این ها را شنیده ایم. و چه بسا برایمان سخت تمام شده و باور هم نکرده ایم.

اما امروز بعد از 1400 سال دوباره وقایع دارد تکرار می شود ؛ 14 قرن بعد از نبی مکرم اسلام، فرزند صالح او امام روح الله درصدد تشکیل حکومت اسلامی بر می آید. تا زمان حیات او نفاق ها در پس پرده است، اما بعد از رحلتش نفاق از پس پرده برون می آید.

مخالفان نظریه شریف"ولایت فقیه" که همان استمرار ولایت انبیا و ولایت علی بن ابیطالب(علیهم السلام) است، برنامه های شوم خود را برای مقابله با آن شروع می کنند.

این گروه هم در حرکتی شبیه سازانه، ابوهریره هایی را درست می کنند تا حرف امام را جعل کنند و نسبت های خود را به یاران صدیق امام روا سازند.
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 88/04/13 توسط خاك |
نماز جمعه هفته‌ی گذشته تهران با حضور حجت‌الاسلام هاشمي رفسنجاني برگزار شد. جمع كثيري از امت حزب الله كه در چند هفته‌ي اخير در اوج كدورت از وی به سر مي بردند، به نيت تجلي بيروني حضور متدينين در برابر كساني كه غالباً مسير نمازجمعه را هم بلد نبودند (نماز اولي‌ها) خود را به صفوف نمازجمعه رساندند و البته همان‌طور كه پيش بيني مي شد، اين حضور معنادار امت حزب الله از طرف هاشمي رفسنجاني تلقي ديگري پيدا كرد!

در متن و حاشيه‌ي نماز جمعه ديروز نكات فراواني نهفته است كه قابل بررسي است و البته تاريخ اين سخنراني را به عنوان يكي ديگر از اسناد جريان هاي معنادار نظام جمهوي اسلامي، حفظ خواهد كرد و بار ديگر هاشمي رفسنجاني را به عنوان "نماد تغيير مواضع" معرفي خواهد كرد. با اين وجود، در مورد برخي از اظهارات هاشمي رفسنجاني نكاتي به ذهن مي رسد كه مي تواند مبناي استيضاح او در برابر اذهان مردم قرار گيرد:

1.جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! شما طی درخواستي عجيب خواستار آزادي زندايان شديد. البته زنداني بودن هيچ‌كس با هر دليلي اتفاق شايسته و مطلوبي نيست ولي اينكه اين مطالبه از طرف شما طرح مي شود، جاي تعجب دارد. هنوز از خفقان سياسي دوران رياست جمهوري شما آنقدر فاصله نگرقته ايم كه برخورد طرفدارانتان را با منتقدين از ياد ببريم. ايفاي نقش پدر مهربان از طرف شما براي زندانيان چندان باورپذير نيست. رفتار خشونت بار برخي حاميان شما در دوران سازندگي بود كه قلم هاي هار اصلاح طلبان را به جانتان انداخت و از شما عاليجناب سرخ پوش و خاكستري درست كرد. اكنون در بطن ماجراهاي خونباري كه غالباً طرفداران شما (حاميان موسوي) درست كرده اند، خواستار آزادي زندانيان شده ايد! جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! شما نماد تغيير مواضع ايد.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 88/04/10 توسط خاك |
اين نظر يكي از خوانندگان در يك سايت بود به نظرم خوب نوشته شده بود اين جا درج كردم :

من هر گز موسوی را نمیبخشم
به خاطر تلخی که در این روزها به کام من کرد
بخاطر ابرویی که از ارآی من برد
بخاطر دروغگویی و جر زنی او
بخاطر اینکه فرصت بوجود امده برای کشورم در دنیا را تبدیل به تهدید کرد
بخاطر اینکه قدرت دولت را برای پیشرفت صرف بی قانونی خودش کرد
بخاطر فشار فکری و روحی که به من وارد کرد
بخاطر اینکه قانون کشور مرا در دنیا زیر سوال برد
بخاطر اینکه تصویر کشور مرا مخدوش کرد
بخاطر اینکه قدرت سیاست خارجی کشور را به چالش کشید
بخاطر ایننکه امنیت داخلی کشور م را بخطر انداخت
بخاطر اینکه به دلیل نداشتن روحیه شکست این همه نا امنی برای شهر پدریم بوجود اورد
بخاطر خونهایی که از برادرانم ریخت
بخاطر کتکهایی که مظلوم ترین افراد بدلیل حمایت از کشورشان از حامیان او خوردند
بخاطر شنیدن صدای گلوله در شهر
به خاطر قلب های شکسته پدر و مادرم
من موسوی را نخواهم بخشید نخواهم بخشید نخواهم بخشید و هر روز نزد خدا از او شکایت میکنم
والبته از شورای نگهبان نیز دلخورم
چرا باید همچین کسی تایید صلاحیت شود ایا کسی هست که هزینه تایید صلاحیت همچین فردی را بپذیرد
ای کاش میشد جنبه باخت افراد را در تایید صلاحیت انها دخیل کرد

من از بعضی ها ناراحتم که میخواهند موسوی را تبرئه کنند و اورا جدا از حوادث نشان دهند
من امروز اصلا از همه ناراحتم
چرا باید کشورم وطنم ابرویم افتخارات کشورم انتخاباتم و افکارم مخدوش شود بخاطر بی جنبه بودن و بی قانونی یک نفر
من امروز هر کسی را که مسئول بوده و یا در صدد تبرئه مسئول و یا سست در برخورد با مسئول حوادث است نمی بخشم و دوست دارم هزاران بار بنویسم نمی بخشم
نمی بخشم.....
نمی بخشم...

نگارش در تاريخ 88/04/10 توسط خاك |

وی در مجلس خبرگان 68 از مخالفان سرسخت رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای بوده است /«خوئيني ها» كه از سال 1975 در آلمان شرقي مستقر شده بود ، تعليمات خود را از « ماركوس ولف» ژنرال آلمان شرقي و رئيس سرويس هاي مخفي برلين شرقي دريافت مي داشت. / اشخاص وارد به امور كرملين، معتقدند كه او يار «كا.گ.ب» در ايران و دوست قديمي «حيدر علي اف» عضو دفتر سياسي شوروي است.(«علي اف» اجداد ايراني دارد و در گذشته 17 سال رئيس پليس مخفي آذربايجان و...


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 88/04/10 توسط خاك |
درباره وبلاگ

متأسفانه به دليل نقصي كه در بلاگفا پيش اومد برخي از پيوندهامون حدف شد از دوستان خواهش مي كنيم نسبت به معرفي دوباره وبلاگ خودشون و بازسازي قسمت پيوندها ما رو ياري كنند
پست الکترونیک
آخرين اخبار
مداحی
ویژه ولادت حضرت معصومه . مهدی مختاری
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
free counters